خبرنگاران سبز/جامعه/از دیگر رسانه ها:
رسانه ميلی که به آلت دست ستادکودتا و اقتدارگرايان تبديل شده است در راستای حمايت از کودتاگران با پخش برنامه ای که به روايت خاطرات يک بسيجی از لحظه بازداشت شدنش به دست مردم در اتفاقات پس از کودتای انتخاباتی می پرداخت سعی در صحنه سازی و تطهير اوباشگری عناصر سرکوبگر حامی حکومت داشت. در اين برنامه که از ابتدا با دروغگويی های عجيب فردی که خود را عاشق ولايت و علی خامنه ای معرفی می کند فيلمی پخش می شود که در آن به روشنی نمايش داده می شود که مردمی که برای اعتراض به تقلب انتخاباتی به خيابان آمده بودند مانع برخورد بيشتر ديگران با اين بسيجی می شوند و به نوعی اين مردم بوده اند که خود را سپر بلا و حمايتی اين بسيجی قرار داده اند .
اما بطور اتفاقی با ديدن اين فيلم خاطره مستند ندا آقاسلطان و گفته های عباس کارگر جاويد که رسانه ميلی آنرا به نفع خود ساخته بود زنده می شود. در اين فيلم نيز که در راستای بی گناه جلوه دادن بسيجيان حامی رهبری تهیه شده است سازنده سعی کرده است معترضین را منافق و فریب خورده نشان دهد. در قسمت هايی از اين فيلم فرد مضروب با بيان دروغ هايی سراسر کذب باعث شگفتی شنونده و آنهايی که آن روزها در خيابان درست برعکس اين گفته ها را می ديدند می شود .
بطور مثال در بخش هايی از اين مصاحبه که کاملا مصنوعی و برنامه ريزی شده ساخته شده است فرد مضروب خانمی را که با صدای بلند وی را بی غيرت و ... خطاب می کند منافق و از طرفداران مجاهدين خلق فرض کرده است حال در آن لحظه وی که چند دقيقه قبل از بيهوشی يک ساعته خود در آن لحظات گفته بود چگونه بر منافق بودن اين خانم صحه می گذارد جای تعمق دارد و يا در بخش ديگری وی يکی از افرادی که به گفته وی او را به قصد کشت زده است را قهرمان « کيک بوکسينگ موی تای » معرفی کرده است که به گفته وی او برای کشتن وی از تايلند به ايران سفر کرده بود که در اين لحظه اين گفته عجيب اين بسيجی باعث تعجب و سوال يکی از افرادی که در اين مصاحبه حضور داشت شد که نشان از بی مغزی اين گفته ها داشت.
اما مابين صحبت های اين بسيجی وی ادعا می کند که کامبيز حسينی مجری موفق برنامه پارازيت صدای آمريکا با موبايل اين بسيجی تماس گرفته است و به وی گفته است به ترکيه سفر کند و از آنجا به آمريکا بيايد و از مزايای آنچنانی آمريکا برخوردار شود . هرچند اين گفته اين بسيجی به دروغ بيشتر شباهت دارد تا واقعيت اما بهتر است در مورد اين ادعا کامبيز حسينی در صورت تمايل پاسخ بدهد.
( تکمیلی ) : کامبیز حسینی در صفحه فیسبوک خود در این آدرس گفته کذب این بسیجی را تکذیب و دروغ محض خواند. کامبیز حسینی نوشت: " یکی باید به این استاد محترم بگه من اگه می تونستم ملت رو بیارم ترکیه و بعد امریکا رفقای نازنینم رو می اوردم اینجا دور هم باشیم. ضمن اینکه اگه می تونستم کار و مزایا با حقوق فلان و اینا اونم مادام العمر برای ایشون بگیرم قطعا اول برای خودم می گرفتم " .
اين بسيجی در اين برنامه ادعا کرده است که ۷۰ درصد جانباز است و چشم راست وی نابينا گوش راست وی ناشنوا و سه عدد از مهره های کمر وی شکسته است و آرواره گونه بينی اش نیز تنها در آن روز شکسته است لخته خون در مغزش نهفته و به علت به یادآوردن آن لحظات بطوردائم می بایست قرص اعصاب و روان مصرف کند که به دليل عدم نشان دادن مدارک مستدل برای اين ادعاهای اين بسيجی پذيرش اين گفته ها دشوار است.
حال اگر يک درصد گفته های اين بسيجی حامی رهبری را صدق محض فرض کنيم تنها يک سوال پيش می آيد و اينکه به چه علت اکثریت مطلق جامعه ایرانی از اوباشگران سپاهی و بسيجيان عاشق قدرت نفرت دارند ؟
چه شده است که ديدار و تحمل عناصر حزب الله و بسيج برای مردم غيرقابل تحمل و تنفر حاصل از استشمام فضای به وجودآمده که ماه عسل اقدامات سرکوبگرايانه اقتدارگرایان در فضای جامعه است حس نفرت و تعفن را به ارمغان آورده است؟
آيا افرادی همانند اين بسيجی و عباس کارگر جم که به برکت حمايت های بی شائبه نظام جمهوری اسلامی تريبون در اختيارشان قرارگرفته می شود تا به خيال پردازی های خود از فضای آن روز کشور بپردازند يک لحظه خود را جای مادران پدران و خانواده های شهدای پس از انتخابات که به دست اعضای بسيج و سپاه با تيرمستقيم به شهادت رسيده اند گذاشته اند ؟
سعید زادقی
رسانه ميلی که به آلت دست ستادکودتا و اقتدارگرايان تبديل شده است در راستای حمايت از کودتاگران با پخش برنامه ای که به روايت خاطرات يک بسيجی از لحظه بازداشت شدنش به دست مردم در اتفاقات پس از کودتای انتخاباتی می پرداخت سعی در صحنه سازی و تطهير اوباشگری عناصر سرکوبگر حامی حکومت داشت. در اين برنامه که از ابتدا با دروغگويی های عجيب فردی که خود را عاشق ولايت و علی خامنه ای معرفی می کند فيلمی پخش می شود که در آن به روشنی نمايش داده می شود که مردمی که برای اعتراض به تقلب انتخاباتی به خيابان آمده بودند مانع برخورد بيشتر ديگران با اين بسيجی می شوند و به نوعی اين مردم بوده اند که خود را سپر بلا و حمايتی اين بسيجی قرار داده اند .
اما بطور اتفاقی با ديدن اين فيلم خاطره مستند ندا آقاسلطان و گفته های عباس کارگر جاويد که رسانه ميلی آنرا به نفع خود ساخته بود زنده می شود. در اين فيلم نيز که در راستای بی گناه جلوه دادن بسيجيان حامی رهبری تهیه شده است سازنده سعی کرده است معترضین را منافق و فریب خورده نشان دهد. در قسمت هايی از اين فيلم فرد مضروب با بيان دروغ هايی سراسر کذب باعث شگفتی شنونده و آنهايی که آن روزها در خيابان درست برعکس اين گفته ها را می ديدند می شود .
بطور مثال در بخش هايی از اين مصاحبه که کاملا مصنوعی و برنامه ريزی شده ساخته شده است فرد مضروب خانمی را که با صدای بلند وی را بی غيرت و ... خطاب می کند منافق و از طرفداران مجاهدين خلق فرض کرده است حال در آن لحظه وی که چند دقيقه قبل از بيهوشی يک ساعته خود در آن لحظات گفته بود چگونه بر منافق بودن اين خانم صحه می گذارد جای تعمق دارد و يا در بخش ديگری وی يکی از افرادی که به گفته وی او را به قصد کشت زده است را قهرمان « کيک بوکسينگ موی تای » معرفی کرده است که به گفته وی او برای کشتن وی از تايلند به ايران سفر کرده بود که در اين لحظه اين گفته عجيب اين بسيجی باعث تعجب و سوال يکی از افرادی که در اين مصاحبه حضور داشت شد که نشان از بی مغزی اين گفته ها داشت.
اما مابين صحبت های اين بسيجی وی ادعا می کند که کامبيز حسينی مجری موفق برنامه پارازيت صدای آمريکا با موبايل اين بسيجی تماس گرفته است و به وی گفته است به ترکيه سفر کند و از آنجا به آمريکا بيايد و از مزايای آنچنانی آمريکا برخوردار شود . هرچند اين گفته اين بسيجی به دروغ بيشتر شباهت دارد تا واقعيت اما بهتر است در مورد اين ادعا کامبيز حسينی در صورت تمايل پاسخ بدهد.
( تکمیلی ) : کامبیز حسینی در صفحه فیسبوک خود در این آدرس گفته کذب این بسیجی را تکذیب و دروغ محض خواند. کامبیز حسینی نوشت: " یکی باید به این استاد محترم بگه من اگه می تونستم ملت رو بیارم ترکیه و بعد امریکا رفقای نازنینم رو می اوردم اینجا دور هم باشیم. ضمن اینکه اگه می تونستم کار و مزایا با حقوق فلان و اینا اونم مادام العمر برای ایشون بگیرم قطعا اول برای خودم می گرفتم " .
اين بسيجی در اين برنامه ادعا کرده است که ۷۰ درصد جانباز است و چشم راست وی نابينا گوش راست وی ناشنوا و سه عدد از مهره های کمر وی شکسته است و آرواره گونه بينی اش نیز تنها در آن روز شکسته است لخته خون در مغزش نهفته و به علت به یادآوردن آن لحظات بطوردائم می بایست قرص اعصاب و روان مصرف کند که به دليل عدم نشان دادن مدارک مستدل برای اين ادعاهای اين بسيجی پذيرش اين گفته ها دشوار است.
حال اگر يک درصد گفته های اين بسيجی حامی رهبری را صدق محض فرض کنيم تنها يک سوال پيش می آيد و اينکه به چه علت اکثریت مطلق جامعه ایرانی از اوباشگران سپاهی و بسيجيان عاشق قدرت نفرت دارند ؟
چه شده است که ديدار و تحمل عناصر حزب الله و بسيج برای مردم غيرقابل تحمل و تنفر حاصل از استشمام فضای به وجودآمده که ماه عسل اقدامات سرکوبگرايانه اقتدارگرایان در فضای جامعه است حس نفرت و تعفن را به ارمغان آورده است؟
آيا افرادی همانند اين بسيجی و عباس کارگر جم که به برکت حمايت های بی شائبه نظام جمهوری اسلامی تريبون در اختيارشان قرارگرفته می شود تا به خيال پردازی های خود از فضای آن روز کشور بپردازند يک لحظه خود را جای مادران پدران و خانواده های شهدای پس از انتخابات که به دست اعضای بسيج و سپاه با تيرمستقيم به شهادت رسيده اند گذاشته اند ؟
سعید زادقی














