نمايش پيامها با برچسب فرهنگ-هنر-ادبیات. نمایش همه پیامها
نمايش پيامها با برچسب فرهنگ-هنر-ادبیات. نمایش همه پیامها

واکنش کارگردان فیلم « زندگی خصوصی » انصار حزب الله، "مورد تنفر مردم" ايران است.

"صراحتن اينجا اعلام می کنم خطيب نماز جمعه تهران کار خلاف شرع انجام داد. ايشان فيلم را نديده می‌گويد فيلم من مستهجن است. جمهوری اسلامی برای ريشه کن کردن مسائل مستهجن به ايران آمده است. 
خبرنگاران سبز/فرهنگ-هنر-ادبیات:
محمدحسين فرح‌بخش، کارگردان فيلم "زندگی خصوصی" انصار حزب الله را "مورد تنفر مردم" ايران دانست. آخرین ساخته فرح‌بخش روايت زندگی افراط‌یون مذهبی است که مضمونی سياسی دارد و داستان يک انقلابی تندرو را به تصوير می کشد که چند دهه پس از پيروزی انقلاب اسلامی در جايگاه متفاوتی قرار گرفته است .داستان درباره مردی به نام ابراهیم کیانی است که در زندگی خصوصی اش رازهایی وجود دارند که تلاش برای مکتوم نگهداشتن آن‌ها او را گرفتار برزخی غریب می کند.

فيلم "زندگی خصوصی" به همراه فيلم "گشت ارشاد"، دو فيلمی هستند که نوروز امسال به خاطر اعتراض برخی گروه ها همچون انصار حزب الله و چهره‌های سياسی محافظه کار از پرده بسياری از سينماهای ايران پايين کشيده شدند.

کارگردان فيلم سينمايی "زندگی خصوصی" در گفت‌وگو با هفته‌نامه سينما در اينباره اظهار داشت: "صدوچهل پنجاه نفر به اسم انصار حزب‌الله مقابل درب وزارت ارشاد و در آخرين نماز جمعه سال ۹۰ در ميدان انقلاب اعتراض کردند که به نظرم اين آدم‌ها را کسی کوک می کند. و الا اين ها فيلم من را نديده‌اند. اين ها يک سری کل کل با وزير محترم ارشاد و دولت دارند. اما آيا مردم به اعتراض اين صدوپنجاه نفر گوش کردند؟ اين افراد بدانند که در نظر مردم چقدر مورد تنفر هستند."

فرح بخش همچنين خواهان برخورد مقامات ايران با اين گروه شد و گفت: "من در اينجا از وزارت ارشاد و مقامات امنيتی میخواهم که با اين عده اندک در کشور برخورد جدی داشته باشند چون اين افراد حيثيت نظام را در دنيا زير سئوال می برند."

فرح بخش در ادامه اين گفت وگو، انتقادهايی را نيز نسبت به احمد خاتمی، خطيب نماز جمعه تهران مطرح کرده ‌است.
احمد خاتمی در خطبه‌های نماز جمعه روز چهارم فروردين با اشاره به فيلم های "خصوصی" و "گشت ارشاد"، آن‌ها را آثاری "مستهجن" خوانده بود که بايد جلوی اکران‌شان را گرفت.

فرح‌بخش درباره اين سخنان اظهار داشت: "صراحتن اينجا اعلام می کنم خطيب نماز جمعه تهران کار خلاف شرع انجام داد. ايشان فيلم را نديده می‌گويد فيلم من مستهجن است. جمهوری اسلامی برای ريشه کن کردن مسائل مستهجن به ايران آمده است. ضمن اينکه وزير محترم ارشاد شخص بسيار متدينی هستند. ايشان فيلم را ديدند و تاييد کردند. آقای خاتمی می گويند برای من خبر آوردند که اين فيلم مستهجن است. خداوند می فرمايد اگر فاسقان برای شما خبر می آورند به حرف‌های آن‌ها گوش نکنيد. برای آقای خاتمی هم يک عده فاسق از روی دشمنی خبر آوردند که فيلم ما مستهجن است."





بیانیه سعید سهیلی در واکنش به جلوگیری از اکران گشت ارشاد : به روح برادر شهیدم از مواجهه با همرزمانم در آن دنیا شرمنده‌ام که چگونه بر این بی‌قانونی گردن نهادم


باور کنيد من همان سعيد سهيلی هشت سال جبهه های نبرد حق عليه باطل هستم؛ همان آدم، با همان احوالات و با همان خلق و خو اما چه کنم که زمانه تغيير کرده و همرزمتان را به جايی کشانده اند که حتی فرياد تظلم خواهانه اش نيز به گوش هيچ کس نمی رسد.به روح برادر شهيدم قسم که از مواجهه با شما در آن دنيای برقرار می ترسم که چه جوابی بايد درباره اين پذيرش اجباری ام به بی قانونی، به شما بدهم؛ گرچه خود می دانم که احوال مرا به خوبی می دانيد و روزی برمظلوميت من صحه خواهيد گذاشت و همه با هم، چون همان هشت سال خاطره ساز، فقط و فقط در راه رضای باريتعالی قدم بر می داريم 
خبرنگاران سبز/فرهنگ-هنر-ادبیات:
فاتحه خوانی سعید سهیلی - سینماآفریقا - آخرین شب
نمایش گشت ارشاد یکشنبه 6 فروردین 1391
در پی ممانعت و دخالت نيروهای فشار انصارحزب الله برای پايين کشيدن و نهايتن توقف اکران فيلم گشت ارشاد در سينماهای تهران و سراسرکشور، سعيد سهيلی کارگردان فيلم گشت ارشاد بيانيه ای خطاب به مردم ايران زمين صادر کرد که به شرح زير است:

ملت شريف ايران

شما سال ۱۳۹۱ را با خوشی و شادمانی آغاز کرده ايد اما نيک بدانيد که آغاز اين سال برای سينمای ايران با سوگ و عزا همراه بود.سالی که [...] فيلمی که در معتبرترين جشنواره سينمايی کشور، کانديدای دريافت ۴ سيمرغ بلورين شده بود را امروز مانند گوسفندی بی صاحب ذبح کردند و [...]

ملت بزرگ ايران

خدای من شاهد است که تا آخرين لحظه در برابر اين بی قانونی استوار ماندم و برای گرفتن حق شما مردم فرهيخته سرزمينم تمام تلاشم را به کار گرفتم اما چه کنم که گردنم در برابر قانون، از مو باريک تر است؛ من که طبق قانون، پروانه ساخت گرفتم، طبق قانون، پروانه نمايش گرفتم و طبق قانون هم فيلم شما را به اکران فرستادم حال مجبورم که [...] فيلم را از روی پرده بردارم و آن را به بايگانی تاريخ بفرستم.

ملت بزرگوار ايران

زمانی که "گشت ارشاد" در جشنواره اکران شد، اين صدای تعريف و تمجيدهای شما بود که مرا بار ديگر به خدمتگزاری تشويق کرد اما همين که معلوم شد اين فيلم برای اکران نوروزی در نظر گرفته شده، همين گروه قانون گريز،اعتراضات و بيانيه دادن ها راشروع کردند؛ پرواضح است که اين حرکت، نشان دهنده اين حقيقت است که آدم هايی از داخل سينما، اين افراد را تحريک کردند و يک سازماندهی به وجود آوردند تا جريانی عليه "گشت ارشاد"شکل بگيرد.

ملت انقلابی ايران

بدانيد که حرف ائمه جمعه تاکنون، همواره برای من سند و حجت بوده اما تاسف من از اين بابت است که ۲ تن از اين ائمه جمعه که درباره "گشت ارشاد" موضع انتقادی تندی را در پيش گرفته اند، اصلا فيلم من را نديده اند [...] و تنها بر مبنای گزارشاتی که به آنها رسيده، از اين تريبون عمومی مقدس، مواضع تندی را اتخاذ کرده اند و بدين گونه است که فيلم من را مستهجن اعلام می کنند فارغ از اينکه نمی دانند اين سخن آنها، هم تهمت است، هم کذب است و هم گفته ای به دور از عدالت و انصاف.


ملت آزاده ايران

خوب می دانم که از تجربه حرفه ای دو دهه حضور من در اين سينما اطلاع داريد و می دانيد که هيچگاه برای پول فيلم نساختم بلکه دغدغه ام همواره شما مردم بوده ايد و بس.بنابراين با کسب اجازه از ساحت فرهنگی شما ملت عزيز، قصد دارم تا به پاسخ توهين سنگينی که به شما وارد شده،تمامی کپی های فيلم "گشت ارشاد" و پولهايی که از اين راه کسب شده را مقابل وزارت ارشاد به آتش بکشم تا شايد اين آتش، به خونخواهی فيلم های ديگری به پاخيزد که در آينده ممکن است [...]

ملتی که دغدغه ام همواره شماها بوده ايد و هستيد

خالصانه و ملتمسانه از شما عذر می خواهم؛ شمايی که در همين مدت محدود استقبال زائد الوصفی را از فيلم خودتان به عمل آورديد [...] و به تماشای فيلم تان رفتيد.اما شما بهتر از همه می دانيد که اين بی قانونی، روزی به سراغ خود اين افراد زورگو خواهد آمد. اميدوارم که اين حرکت، آخرين اقدام ضدقانونی اين افراد [...] باشد و همچنين آخرين اتفاق ناميمون برای اين سينمای نجيب.سينمايی که دارد فدای مناسبات، منازعات و اختلافات سياسی و تا حدودی صنفی می شود.

برای وزارت ارشاد نيز متاسفم که تسليم اين بی قانونی شد گرچه به آنها نيز حق می دهم که تحت فشار سنگينی بوده اند، فشاری که با توجه به حوادث رخ داده، از اين پس امکان وقوعش برای ساير فيلم ها نيز ممکن خواهد بود.

ملت فرهيخته ايران، اين داغ سينمايی را به محضر تمامی شما فرهنگ دوستانگرامی تسليت عرض می کنم.

و ای همرزمان شهديم : حسن باقری، حسن آزادی، گل محمد غزنوی، محسن حسنی و . . .

نمی دانيد امروز چقدر خوشحالم که شما را در اين دنيای بی قانون نمی بينم [...]، بر شانه های شما آسمانيان متوجه نمی شوم؛باور کنيد من همان سعيد سهيلی هشت سال جبهه های نبرد حق عليه باطل هستم؛ همان آدم، با همان احوالات و با همان خلق و خو اما چه کنم که زمانه تغيير کرده و همرزمتان را به جايی کشانده اند که حتی فرياد تظلم خواهانه اش نيز به گوش هيچ کس نمی رسد.به روح برادر شهيدم قسم که از مواجهه با شما در آن دنيای برقرار می ترسم که چه جوابی بايد درباره اين پذيرش اجباری ام به بی قانونی، به شما بدهم؛ گرچه خود می دانم که احوال مرا به خوبی می دانيد و روزی برمظلوميت من صحه خواهيد گذاشت و همه با هم، چون همان هشت سال خاطره ساز، فقط و فقط در راه رضای باريتعالی قدم بر می داريم چون نيک بر اين شعر حضرت حافظ ايمان داريم که:

بنده پير خراباتيم که لطفش دائم است

ورنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست

سعيد سهيلی ششم فروردين ماه ۱۳۹۰

واکنش کارگردان گشت ارشاد به تجمع انصار حزب الله : به شما چند الف بچه ی بازیچه ی تازه به دوران رسیده ی بی خرد باج نمیدهم! بنشینید سر جایتان حرف گنده تر از دهنتان نزنید!

 برای تجمعات و تظاهرات های گسترده ی مردمی، فقط و فقط يک بهانه می تواند منطقی و معقول باشد و آن هم تظاهرات بر عليه اسرائيل و امريکا است. غير از اين را اکنون ديگر نه مردم می پسندند و نه قوه قضاييه و سازمان های امنيتی نظامی. اين که فردا بروند مقابل وزارت ارشاد شعار بدهند و شلوغ کنند به طور واضح اقدامی بر عليه قانون و قانون مداری است و به نوعی دهن کجی به نظامی ست که در راس آن ولايت فقيه وجود دارد.
خبرنگاران سبز/سیاست:
 درپی اعتراض انصار حزب الله به اکران فيلمهای «زندگی خصوصی» و «گشت ارشاد» و بيانيه اين گروه برای تجمع اعتراضی در مقابل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سعيد سهيلی کارگردان فيلم «گشت ارشاد» در سخنانی تند و صريح گفت: اينگونه تجمعات و شلوغ کردن ها ديگر روش کهنه ای شده که تاريخ مصرفش مال همان دهه شصت بوده است.

قرار است امروز شنبه انصار حزب الله مقابل وزارت فرهنگ و ارشاد و در اعتراض به اکران فيلمهای «زندگی خصوصی» و «گشت ارشاد» تجمع برگزار کنند.

در متن اطلاعيه انصار حزب الله آمده است: اکران دو فيلم مبتذل و ضد ارزش «زندگی خصوصی» و «گشت ارشاد» درجشنواره فيلم فجر سال جاری، اعتراض اقشار متدين بيننده اين دو فيلم را در پی داشت. اما با اين وصف و با توجه به عنايت ويژه سازمان سينمايی وزارت ارشاد دولت دهم فرحبخش کارگردان «زندگی خصوصی» روز اول اسفند عنوان کرد: تلاش می‌کنيم اين فيلم برای نوروز ۹۱ اکران عمومی شود و با توجه به واکنش‌هايی که از مخاطبان در جشنواره فجر دريافت کرديم، هيچ تغييری در نسخه فيلم ايجاد نمی‌کنيم!

در اين اطلاعيه تاکيد شده است:ديگر فيلم مسئله دار جشنواره فجر امسال «گشت ارشاد» بود که منتقدين آن را اسباب شرمندگی وزارت ارشاد خوانده بودند اما پس از واکنش بينندگان اين فيلم، سهيلی کارگردان آن تنها اعلام کرد: پس از بازخوردهايی که از نمايش فيلم در جشنواره فيلم فجر گرفتم به قطعيت رسيدم تا دقايقی از پايان فيلم را حذف کنم و فيلم در نمايشگاه ماشين تمام شود. و درنهايت حبيب کاوش سخنگوی شورای صنفی نمايش گفت: فيلم سينمايی «گشت ارشاد» در سرگروه سينمايی آفريقا به نمايش درخواهد آمد. اما پس از اين و به دنبال بدعت گذاری جديد اهالی سينما در توليد فيلم‌های ضد ارزش و اخبار مربوط به حمايت وزارت ارشاد از اين فيلمها و اجازه اکران آن در سينماهای کشور در ايام نوروز، تماسهای متعددی برای جلوگيری اين روند از سوی مردم با هفته نامه يالثارات برقرار شد که حکايت از اعتراض جدی و شديد مردمی به اين فرايند بود.

در ادامه آمده است:براين اساس و به دنبال پيگيری يالثارات از کميسيون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در نهايت مسجل شد که هيچ تضمينی برای ممانعت ازاکران عمومی اين دو فيلم در نوروز ۹۱ از سوی نماينگان مجلس وجود ندارد ودرجمع بندی مبتنی بر تماسهای يالثارات با اعضای کميسيون فرهنگی قرار بر اين شد تا به موازات پيگيری مجلس شورای اسلامی، انصار حزب‌الله نيز به نمايندگی از مردم متدين و انقلابی و به منظور ممانعت از اشاعه فحشا و منکرات شکايت خود را به دادستان کل کشور حجت‌الاسلام و المسلمين محسنی اژه‌ای به منظور اقدام عاجل در اين زمينه تحويل دهد. اين امر در روز يکشنبه هفته جاری ميسر گرديد.

لازم به ذکر است انصار حزب الله در ادامه اين اطلاعيه شکوائيه‌ ‌ای نيز به دادستان کل کشور مطرح کرده است.

اما سعيد سهيلی کارگردان فيلم سينمايی «گشت ارشاد»، در واکنش به اطلاعيه انصارحزب‌الله تهران، در گفت و گويی با سايت سينماگرند، در سخنانی تند و صريح گفت: اينگونه تجمعات و شلوغ کردن ها ديگر روش کهنه ای شده که تاريخ مصرفش مال همان دهه شصت بوده است! مملکت ما در شرايطی به سر می برد که روش های بهتر و منطقی تری هم برای بيان اعتراضات وجود دارد. اين همه روزنامه و سايت و فضای رسانه ای وجود دارد برای بيان همين انتقادها ديگر. اگر حرفی بر عليه فيلم بنده داريد با زبان منطق در رسانه ها بيان کنيد و من هم می آيم و جوابتان را منطقی می دهم. حتی می شود بين موافقين و مخالفين فيلم مناظره برگزار کرد و به بحث و گفت و گو نشست، اما اين که چماغ دست بگيريم و مقابل فلان جا تجمع کنيم و فرياد بزنيم، کار بی خردانه ای است که ديگر اين چنين کارها برای کسی هيچ اهميتی ندارد.

سهيلی در ادامه گفت: برای تجمعات و تظاهرات های گسترده ی مردمی، فقط و فقط يک بهانه می تواند منطقی و معقول باشد و آن هم تظاهرات بر عليه اسرائيل و امريکا است. غير از اين را اکنون ديگر نه مردم می پسندند و نه قوه قضاييه و سازمان های امنيتی نظامی. اين که فردا بروند مقابل وزارت ارشاد شعار بدهند و شلوغ کنند به طور واضح اقدامی بر عليه قانون و قانون مداری است و به نوعی دهن کجی به نظامی ست که در راس آن ولايت فقيه وجود دارد.

سهيلی ادامه داد: با اين حال بنده اين مسائل را بازی و دروغ می دانم! بازی های صنفی - سياسی. درگيری های صنفی و گروهی. اين صنف با آن صنف مشکل دارد و حالا می خواهد عقده اش را سر ديگری خالی کند. اين دوستان اعتراضشان در حقيقت به «فيلمِ» بنده نيست، بلکه به زمان اکران آن است! خشمگين اند چرا فيلمی که خودشان تهيه کرده اند اکران نوروزی نگرفته و حالا که من گرفته ام بايد زمين ام بزنند! عده ای ساده دل را هم اجير کرده اند و انداخته اند جلو. من بارها ديدم همين سايتهای انصار... نوشته اند که چرا «گشت ارشاد» را در «نوروز» اکران می کنيد و اين زمان برای اکران اين فيلم درست نيست! (سهيلی با لحن متعحب) آخر به سايت انصار... چه مربوط است که اکران يک فيلم قرار است در کدام فصل و گروه باشد؟ مگر متخصص اکران و فروش فيلمها هستند؟ خوب معلوم است که مشکل بعضی دوستان با فيلم بنده، از نگاه مفهومی نيست، عصبانی اند از اينکه فيلم بنده جای فيلم دوستانِ صنوف ديگر را در اکران نوروزی گرفته.

سهيلی در ادامه در مورد سابقه خود در «انقلاب» جريانات «انقلاب» اينگونه می گويد: قبلا هم در فيلم جنگی «مردی شبيه باران» شبيه به همين اتفاق برايم افتاده بود و عده ای در آن زمان فرياد می زدند که آن فيلم بايد از پرده پايين کشيده شود و توهين به ارزشها است و ...! تمام دليلشان هم اين بود که نقش بسيجیِ فيلم را چرا «پورعرب» بازی کرده و نبايد لباس بسيجی را بر تن کسی بپوشانيم که قبلا در فيلمهايی از جنس ديگر ايفای نقش کرده بود!

خوب حالا گذر تاريخ ثابت کرده است که آن زمان من درست عمل کردم يا دوستانی که همه چيز را از دريچه نگاه بسته و فکر کوچک و ذهن حقيرشان می بينند. همان موقع بهشان گفته بودم که بنشينيد سر جايتان حرف گنده تر از دهنتان نزنيد! اگر شما اعضایِ انصار حزب ا... هستيد، من خود انصار حذب ا... ام! با من نمی توانيد از اين کارها کنيد. آن زمانی که شما موتور سوار می شديد و با چماغ در خيابان های تهران پرسه می زديد و به اين و آن پيله می کرديد، من در خط مقدم فرمانده ی گردانی بودم که ۴۰۰ نفر از نيروهای مخلص بسيجی زير دستم بودند. جای تير و ترکش های آن روزها هنوز در بدنم است. برای من اين بازی ها رو در نياوريد که حال و حوصله تان را ندارم! هيچ کس اين همه سال به اندازه من دلسوز نظام نبوده و ديگر حنايتان برای کسی رنگی ندارد.

سهيلی دليل خشم بسياری از اين افراد از «گشت ارشاد» را اين می داند که او در اين فيلم متحجرين و رياکاران را مورد حمله قرار داده است: من در «گشت ارشاد» همين آدمها را نشانه گرفتم و بهشان تاختم و لابد همين مورد عصبانی شان کرده است. انگشت انتقادم در «گشت ارشاد» رو کسانی بوده که برخلاف ادعاهايشان، اکثر حرکات و سخنانشان ضد اسلامی بوده و در طول زندگيشان، ضد آموخته های دين مبين اسلام قدم برداشته اند و عمل کرده اند. با دنيايی حقير و کوچک همچون يک فنجانِ حقير و سبک! بايد هم از فيلم ام عصبانی باشند...

سهيلی در انتها سخنانش را اينگونه به پايان رساند: شما اگر منطق داريد بياييد بنشينيم و رو در رو با هم حرف بزنيم و ببينيم سابقه چه کسی در نظام بيشتر است؟ من يا شما؟ لازم نکرده کاسه داغ تر از آش شويد و برای مملکت تايين تکليف کنيد که فلان فيلم ضد ارزش است و بلان فيلم در راستای ارزش ها. ارزش ها را کسی چون من به تو ياد داده بچه جان! شما امثال بنده و شمقدری ها نه انقلابی هستيد نه دلسوز. پايتان را از گليمتان درازتر نکنيد که بد خواهيد ديد! من همان گونه که خودتان عمل می کنيد جوابتان را خواهم داد. می دانم که مسلمان نيستيد! اما پيغام ام به شما اين است که حقيقت اسلام را دريابيد؛ دنيايتان را بزرگ گردانيد و چشم های بسته تان را باز کنيد. گول آدمهای حيله گر را نخوريد و بازيچه دست اين و آن نشويد و نگذاريد سياست بازها مثل عروسک خيمه شب بازی شما را در دستشان برقصانند.

حرف آخر اينکه سعيد سهيلی! انقلابی تر از تمام انقلابيون بوده است و به گنده گنده های شما باج نداده، چه برسد به شما چند الف بچه ی بازيچه ی تازه به دوران رسيده ی بی خرد! 







جایزه اسکار« اصغرفرهادی » مرهم غرور زخم خورده ایران زمین


خبرنگاران سبز/ فرهنگ-هنر-ادبیات:
سلام به مردم سرزمينم ايران. درود براصغرفرهادی که با افتخارآفرینی اش چشم های ايرانيان سراسرگيتی را از ذوق و شادی بارانی کرد. افتخاری که مرهمی شد بر غرور زخم خورده ملی امان که به دست خودی های نامحرم به يغما رفته است.

باخود می انديشیدم مردم يک سرزمین به چه داشته هایی می توانند افتخار کنند و با سرافرازی از آن در هرکوی و برزم و ديار و بومی سخنوری کنند. به مشاهير ادبی و هنری اشان، به کسب مدال جهانی در رقابت های ورزشی و صعود به جام جهانی، به مخترعين و مکتشفين و خلق یک تکنولوژی بدیع جهان شمار، به پهلوانان و سياست مدارانی که در گذر تاريخ در سرنوشت کشورشان تاثير کذار می شوند و يا به تنوع و فراوانی منابع طبيعی نظير معادن و ذخاير نفت و گاز .

اصغرفرهادی کارگردان مقعر و توانمند ايران زمين در آوردگاه پايانی سينمای جهان با کسب تنديس طلايی اسکار که در صندوقچه تاريخ هنر و سينمای کشومان همچون الماس کوه نور ناياب بود، خود را تاريخ ساز و متولور کننده غرور جريحه دار شده يک کشور کهن کرد.آری غرورملی زمانی است که با افتخار نام کشورت را در جامعه جهانی به گوش جهانيان برسانی و با تکبر از از فر هنگ، تاريخ و صلح جو بودن مردم کشورت بطور عملی يادکنی . افتخار آن نيست که رييس دولتی به دليل علاقه مفرط به سفرهای خارجی در صدد ثبت رکورد به جايجای جهان و به زبان آوردن دروغ هايی چندش آور در کنفرانس و جلسات بين المللی و جهانی مایه شرم و خجالت یک ملت شود.

افتخار از برای یک ملت آن است که تمامی حضار و مدعوین به احترام مهمان دعوت شده و سخنور بر روی صندلی خود ميخکوب شود. افتخار یک ملت آن نیست که در اجلاسی به رييس دولتی گوجه پرتاب شود و یا شرم آورتر سه - چهارم سالن از حاضرین پر از خالی شود.

کلام آغازين و و نهايی اصغرفرهادی کلاس درسی باشد برای رييس دولت کودتا و رهبری نظام که با نيات شوم خود به فکر برهم زدن امنيت کشور و جامعه جهانی هستند. درشرایطی که نیروهای وابسته به سپاه پاسداران با عملیات تروریستی خود در تایلند و گسترش پولشویی در قاره سبز به عنوان پخش کننده اصلی مواد مخدر در جهان فعالیت می کند، اصغر فرهادی در حين دريافت جايزه اسکار در سخنرانی خود بازبان هنر سخن از صلح و فرهنگ غنی کشورمان زد تا مرهمی باشد بر غرور زخم خورده ایران زمین تا به جهاینان بگوید ما مردم صلح طلب ایران مخالف دشمنی و خرابکاری در سطح بین الملل هستیم.

اصغرفرهادی گفت: "سلام به مردمِ خوب سرزمينم. در اين لحظه بسياری ايرانيان سرتاسر جهان ما را نگاه می کنند. فکر می کنم آن ها بسيار خوشحال اند. آن ها تنها به خاطر اين جايزه ی مهم يا يک فيلم يا فيلم ساز خوشحال نيستند. آنان خوشحالند چون در اين زمان که صحبت جنگ و تهديد و حمله بين سياستمداران رد و بدل می شود، اين جا صحبت از فرهنگ غنی کشورشان ايران است. فرهنگ غنی و قديمی که زير گرد و غبار سياست پنهان مانده است. من با افتخار اين جايزه را تقديم مردم سرزمين ام می کنم. مردمی که برای همه فرهنگ ها و تمدن ها احترام قائل اند و با نفرت و خشونت سر سازگاری ندارند."

اين فيلم در حالی به اين موفقيت رسيد که پيش ازاين ۴۴ جايزه در جشنواره های معتبر را برده بود و بيست نامزدی ديگر در کارنامه داشت.اصغر فرهادی که فيلم او به عنوان نخستين فيلم ايرانی در دو رشته در اسکار امسال نامزد دريافت جايزه بود، جايزه بهترين فيلم خارجی را از دستان سندرا بولاک دريافت کرد.فيلم جدايی نادر از سيمين امسال بخت آن را داشت که اسکار ديگری را هم در رشته بهترين فيلنامه غيراقتباسی برای سينمای ايران به ارمغان آورد که نهايتن به بهترين فيلم خارجی غنايت کرد.

اگر خبرگزاری فالس نیوز وابسته به سپاه پاسداران سخنان اصغرفرهادی را بنابرعادت تحریف می کند و برنامه هسته ای را جایگزین اصل سخنان اصغرفرهادی می کند نشان از دشمنی اعوان و انصار اقتدارگرایان و حامیان رهبری با فرهنگ و هنر این کشور دارد که در حافظه تاریخی کشورمان به ثبت خواهد رسید. بگذار رو سياهي براي زمستان بماند.زمستان که برود روسياهي براي زغال مي ماند.

اصغر فرهادی در مجامع بین المللی هنری و فرهنگی دری از سر صلح و دوستی ملل به دور از سیاست های حاکمان باز کرد که پلی راهگشاست در ادامه تعاملات سیاسی فرهنگی آقای خاتمی با عنوان گفت و گوی تمدن ها که آقای فرهادی در این زمانه با افتخار آفرینی برای ایران و ایرانی صدای این تعاملات صلح جویانه و دوستی های انسان دوستانه شدند.

از جانب رهبران جنبش و شهدای جنبش سبز و ايرانيان سراسر جهان صميمانه از اصغرفرهادی برای شادکردن دل ميليون ها ايرانی در سراسر جهان تشکر و قدردانی می کنيم. به اميد استقبال با شکوه از کارگردان و بازيگران فيلم جدايی نادر از سيمين در حین بازکشت به خاک کشور.












نامه معادی به اصغر فرهادی در آستانه اسکار: نمی‌توانند موفقیت جهانی فیلم را به دلایل واهی سیاسی انکار کنند

وقتی براد پيت می گفت شب قبل از برگزاری جلسه مطبوعاتی گلدن گلوب، دی وی دی جدايی نادر از سيمين را در دستگاه گذاشته اند و در ميانه های همان صحنه دادگاه اول فيلم، آنجلينا جولی با ديدن آن جدل زناشويی فيلم رانگه داشته، متاثر شده، فاصله ای انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا راادامه داده اند، اطمينانم بيشتر شد وقتی آنجلينا جولی درباره کار بعدی ات پرسيد و ساده و راحت درخواست کرد که در فيلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصيت زن فيلمت فرانسوی زبان است و گفت تا آن تاريخ می تواند زبان فرانسه ياد بگيرد، من غرق در غرور شدم.
خبرنگاران سبز/ فرهنگ-هنر-ادبیات:
حدود ۴۸ ساعت مانده به آغاز مراسم اسکار، پیمان معادی بازیگر فیلم «جدایی نادر از سیمین» در نامه‌ای سرگشاده به اصغر فرهادی، کارگردان این فیلم، ناگفتنی‌های زیادی را از میزان تاثیر این فیلم بر جامعه هنرمندان بین‌المللی گفته است و تاکید کرده است که این نامه را برای این منتشر می‌کند که «عده ای تلاش دارند، موفقيت‌های اين فيلم را به دلايل واهی به سياست ربط دهند». او نقل قول‌هایی از بزرگان سینما می‌آورد تا نگذارد بازی سیاست که مردمان را از هم جدا می‌کند سایه توهم توطئه بر سر این فیلم بیاندازد. گفتنی است که چون پیش از این اصغر فرهادی دلبستگی‌اش به جنبش سبز را بیان کرده این نامه اهمیت ویژه‌ای می‌یابد تا استبداد ضد هنری ج.ا. با سم‌پراکنی تبلیغاتی و آلوده سازی فضا نتواند موفقیت جهانی این فیلم، کارگردان، و دیگر دست‌اندر کارانش را کوچک‌نگاری و آلوده کند.

متن کامل نامه پیمان معادی به اصغر فرهادی در زیر می‌آید.
-------------------------------
اصغر فرهادی عزيزاز زمان بازگشتم از مراسم گلدن گلوب و حلقه منتقدان لس آنجلس که همراه با تو و فيلم مان در آن حاضر بودم، می خواستم اين نامه را بنويسم؛ اما تلاش برای آماده شدن فيلم اولم «برف روی کاج ها»، مجال مناسبی باقی نگذاشت.

در مراسم پايانی جشنواره فجر، وقتی فيلمم جايزه بهترين فيلم از نگاه مردم را می گرفت، ياد تو افتادم. تو که هميشه قدردان مردم سرزمينت، سرزمين مان، بودی و هستی؛ و با خودم گفتم حالا وقت اين نامه است. به خصوصکه کمتر از ۱۰روز ديگر به برپايی مراسم اسکار مانده؛ و خواهم گفت ربط اين ماجرا با آن ياد و ارزش مردم و نظرشان چيست.

يکی از خطاهای ديد آدمی، اين است که وقتی چيزی را از نزديک تجربه می کند، متوجه عظمت آن نمی شود. سفر و تجربه های اخيری که با ديدن و شنيدن واکنش های مختلف نسبت به «جدايی نادر از سيمين» در کنارت داشتم، به تلاشم برای اينکه دچار اين خطای ديد نشوم، بسيار کمک کرد. مطمئنم خيلی از مردم ايران از خواندن اين واکنش ها شادمان خواهند شد. خصوصا در روزهايی که عده ای تلاش دارند، موفقيت های اين فيلم را به دلايل واهی به سياست ربط دهند و همين انگيزه برای من کافی است تا اين نامه را بنويسم و منتشر کنم.

واکنش‌های ديگری هم که پيش می‌آيد، ممکن است حرف‌هايی را در پی داشته باشد که چندان اهميتی ندارد. از قديم می گفتند هميشه بدتر از اين که پشت سرت حرف بزنند، اين است که پشت سرت هيچ حرفی نزنند!

همان اوايل سفر اخير، وقتی محمود کلاری که در شرق آمريکا و در تجربه تحسين شدن فيلم در حلقه منتقدان نيويورک همراهت بود، در تماس تلفنی به من گفت که تجربه بسيار عجيبی در مورد اين فيلم در انتظارمان است، به قدرکافی تعجب کردم.

کلاری می گفت نکته اساسی اين است که ما با سينما زندگی کرده ايم وسال های سال فيلم و مراسم سينمايی را ديده ايم؛ و حالا به خودمان می گوييم قرار است بعضی از نام های بزرگ را در اين گونه مراسم ببينيم، درحالی که اين بار در کمال تعجب، آنها منتظرند تا ما را ببينند! و اين خاصيت فيلم های بزرگ است. تجربه های قبلی البته ميزان تعجب يا هيجان آدم را از اين واکنش ها کمترمی کند. اما هرگز آن را از بين نمی برد. حس پشت حرف کلاری را بعدا ذره ذره لمس کردم.

وقتی وودی آلن که هميشه در نظرم سرچشمه خلاقيت بوده، به واسطه خواهرش برايت پيغام داده بود که طبق معمول نمی تواند - يانمی خواهد - به مراسم بيايد ولی دوست دارد در نيويورک ما را ملاقات ودرباره فيلم صحبت کند، تازه فهميدم آنچه از قول او درباره فيلم شنيده بودم، چه معنايی داشت: آلن گفته بود سال ها بود نه تنها از سينمای ما، بلکه به طور کلی از سينما انتظار نداشته که در اين دوران بتواند چيزی بيافريند که چنين تاثيری روی او بگذارد!

وقتی توماس لانگمن پسر کلود بری، کارگردان و تهيه کننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوی که خودش تهيه کننده فيلم آرتيست و برنده انبوهی جايزهاست، می گفت همه دارند از محصول من تعريف می کنند اما وقتی فيلم تو راديدم، آرزو کردم که کاش من آن را تهيه کرده بودم، همه چيز داشت معنای کامل تری پيدا می کرد.

وقتی براد پيت می گفت شب قبل از برگزاری جلسه مطبوعاتی گلدن گلوب، دی وی دی جدايی نادر از سيمين را در دستگاه گذاشته اند و در ميانه های همان صحنه دادگاه اول فيلم، آنجلينا جولی با ديدن آن جدل زناشويی فيلم رانگه داشته، متاثر شده، فاصله ای انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا راادامه داده اند، اطمينانم بيشتر شد وقتی آنجلينا جولی درباره کار بعدی ات پرسيد و ساده و راحت درخواست کرد که در فيلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصيت زن فيلمت فرانسوی زبان است و گفت تا آن تاريخ می تواند زبان فرانسه ياد بگيرد، من غرق در غرور شدم.

وقتی مريل استريپ درباره جزييات کارگردانی يا بازی صحنه های مختلف فيلممی پرسيد و با اشتياق گفت دوست دارد با تو کار کند، وقتی استيون اسپيلبرگگفته بود که اعتقاد دارد جدايی نادر از سيمين با فاصله زياد بهترين فيلمامسال دنياست، وقتی ديويد فينچر نيم ساعت وقت گذاشت تا با تو حرف بزند ونظرهايش را بگويد، وقتی چند سينماگر سرشناس می گفتند که فيلم رانديده اند اما تعريف های زياد فرانسيس فورد کوپولا را درباره آنشنيده اند و خيلی کنجکاوند، وقتی الکساندر پين که خودش گلدن گلوب فيلم وکارگردانی را گرفت فقط به دليل علاقه به فيلم تو در طول آن روزها به يکي از نزديک ترين دوستان هم صحبت ات بدل شده بود و در هر دو مراسم گلدن گلوب و حلقه منتقدان لس آنجلس می گفت در طول حرف هايت روی صحنه سعی می کرده انرژی مثبت به سمت تو بفرستد. وقتی ديگرانی که مجاز نيستم نام شان رابياورم، از فيلمت به عنوان يکی از محبوب ترين های فهرست شخصی شان در دو، سه سال اخير ياد می کردند، تازه درست دستگيرم شد که فيلم در دل آدم های يکه سالی ده ها فيلم بزرگ و تاثيرگذار می بينند يا يکی ، دوتايش را هر سالمی سازند، چه مرزهايی را درنورديده و چه قله هايی را فتح کرده است.

در مراسم برگزيدگان منتقدان آمريکا (Critics’ Choice Award) که باب ديلن بزرگ قطعه جديد بسيار زيبايی را روی صحنه اجرا کرد، ما از لذت شنيدن وديدن اجرايش حرف می زديم و به ما گفتند اگر می دانستيد خود باب درباره فيلم تان با چه لذتی حرف می زد، چه می گوييد. و اين تازه بخشی از آن چيزی است که من شنيدم و ديدم. باقی اش بماند برای روزگاری ديگر، مخصوصا داستان تو و رابرت دنيرو که اميدوارم آقای کلاری روزی تعريفش کند.

اصغر فرهادی عزيز، در جلسه مطبوعاتی ويژه گلدن گلوب، يکی از چهار، پنج باری که حاضران به شکلی استثنايی در ميان حرف های تو دست زدند، در جواب سوالی بود که می پرسيد چطور با محدوديت های توی ايران چنين فيلمی ساخته ای. گفتی هيچ کس مرا مجبور نکرده بود آنجا با وجود محدوديت ها فيلم بسازم، خواست خودم و قصه ای که داشتم، طوری بود که بايد همانجا و با همان شرايط ساخته می شد و برای ساخت اين فيلم شما فکر کنيد همه چيز همان طور که من دلم می خواسته فراهم بوده است.

گفتی نمی خواهم بگويم شرايط فيلمسازی در کشورم آرمانی است، اما تصويری هم که شما از فيلمسازی در ايران داريد، خيلی دقيق نيست. اين حرف هايت وقتی  يادم آمد که لابه لای حرف ها و کارها و مصاحبه های مختلف، به من راجع به طرحی می گفتی که قرار است در آينده در تهران بسازی و آن را خيلی دوست داری.

حرف ديگرت که باز به تشويق حاضران آن جلسه انجاميد، همان بود که گفتی تفاوت های مردمان نقاط مختلف دنيا بسيار کمتر از شباهت هايشان است، امابه نفع سياست است که تفاوت ها و فاصله ها را بيشتر جلوه دهد و بر آنها تاکيد کند.

اين روزها که در ايران خبر جوايز فيلم تو حتی مانند نوعی گسترش فرهنگی عمل می‌کند و از جمله، گاهی حتی طيف هايی را به پيگيری اخبار فرهنگی وامی دارد که به طور معمول هيچ کاری به اتفاق های هنری نداشتند، اينروزها که تبريک های هر همکار و هر دوست، هر رهگذر خيابان و حتی هر بيماراتاق های بيمارستانی که برای بستری کردن و ترخيص پدرم به آن پا گذاشتم، اميد را در دل آدم می کارد و می پروراند، ياد همان حرفت می افتم. بله، بين مردمان مختلف دنيا و احساس های انسانی شان، تفاوت ها ناچيز است. اما آن نفعی که گفتی، آنقدر همه جا رخنه کرده که همين مردم اين روزها در گذرو خيابان از من می پرسند وقتی از آمريکا برگشتی، کاری با تو نداشتند؟

در خود مراسم، چه حال خوبی بود وقتی من هم مثل ميليون ها ايرانی حرف هايت را موقع دريافت جايزه شنيدم. از آن بالا که چشم می انداختی، می ديدی همه بزرگان سينما که عمری کارهايشان را ديده ای و درباره شان خوانده ای، بهت زل زده اند؛ و انگار عشق و انرژی مردم ايران باعث شده بود ما آنجا محکم بايستيم. آن لحظه ای که تو از مردم ياد کردی، می دانستم ميليون ها نفر در کشورمان هم به ما زل زده اند و تو به پشتوانه عشق شان، به جای هر عزيز ديگرت از آنها ياد کردی؛ و راستش اصغر، آن بالا چه حالی داد ايرانی بودن.

قدر و منزلتی که تو برای اين مردم قايلی، زمانی با آن نمايندگی کردن به درستی پيوند می خورد که حرف آن منتقد آمريکايی را به ياد بياوريم؛ که در يادداشتی بر جدايی نادر از سيمين نوشته بود: «اگر می خواهيد تهديدی نثار اين کشور کنيد، بهتر است قبل از آن اين فيلم را ببيند، تا بدانيد باچه مردمانی روبه روييد، تا در تصميم خود تجديد نظر کنيد.»

اينکه يک فيلم بتواند چنين دستاوردی، چنين تاثيری داشته باشد، يعنی اينکه تو بارها بيشتر از آن جمله هايی که در ستايش مردمان ديارمان می گويی، دين خودت را به آنها ادا کرده ای. حالا ديگر واقعا مهم نيست که فيلم در يکي از دو رشته «فيلم خارجی» و «فيلمنامه» که نامزد شده، جايزه آکادمی رابگيرد يا نه. مهم تر اين است که اين فيلم در طول اين مدت به اين مردم اميد، اشتياق و افتخار بخشيد.

برای همين اميد، اشتياق و افتخار است که می خواهم با صدايی صد بار بلندتراز آن فريادی که بعد از جايزه گرفتن ات در جشنواره برلين، در سالن برليناله پالاس برآوردم، فرياد بزنم: «اصغر؛ خيلی چاکريم! » 

خانه ی سینما رُ بستن و ...امروز سینما کاملن دولتی و "شمقدری" همه کاره شد

بر اساس مصوبه شورای عالی اداری، سازمان مذکور زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعاليت خواهد کرد و رديف بودجه آن به صورت مستقل در لايحه بودجه سنواتی کل کشور پيش بينی شده است. 

خبرنگاران سبز/فرهنگ-هنر-ادبیات:
خانه ی سینما رُ بستن و ...امروز سینما کاملن دولتی و "شمقدری" همه کاره شد. خبر کوتاه و دردناک بود. سرانجام "شمقدری" رييس سازمان امور سينمايی شد. "سيدمحمد حسينی" وزير فرهنگ و ارشاد دولت کودتا، صبح امروز در حکمی "جواد شمقدری" را به عنوان « معاون وزير و رييس سازمان امور سينمايی » منصوب کرد. حال کلاهی که گشادی اش از ابتدا مشخص بود بر سرکارگردانان و سينماگرانی رفت که به رغم اعلام بزرگان سينما برای تحريم جشنواره فيلم فجر به دليل انحلال خانه سينما با ارسال آثار سينمايی خود به مسابقه فيلم فجر استقلال اهالی سينما را زير سوال بردند.

این حکم بدین معنی است که تمامی اهالی بزرگ سینما و تمامی کارگردانان به نام و نامدار کشور که در فستیوال های جهانی نیز افتخار کسب کرده اند از این پس باید زیر نظر فردی کار هنری کنند که تنها سابقه کاری اش سازندگی فیلم تبلیغاتی محمود احمدی‌نژاد رییس دولت کودتا در مبارزات انتخاباتی سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ بوده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ايرنا، حکم انتصاب شمقدری به عنوان رييس سازمان امور سينمايی همزمان با آغاز به کار رسمی اين سازمان در سالن سعدی برج ميلاد ابلاغ شد.

در مراسم آغاز به کار سازمان امور سينمايی که امروز و در ششمين روز از برگزاری فستيوال فجر صورت گرفت، جمعی از مسوولان و مديران فرهنگی، ميهمانان خارجی و سينماگران کشور حضور داشتند.

طرح تشکيل سازمان امور سينمايی و سمعی و بصری کشور ۱۳ تير سال جاری بنا به پيشنهاد مشترک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت توسعه مديريت و سرمايه انسانی رييس جمهور، به تصويب شورای عالی اداری رسيد و بر اساس اين مصوبه، معاونت امور سينمايی و سمعی و بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و پژوهشکده هنر و رسانه موسسه پژوهشکده هنر و رسانه، موسسه پژوهشی فرهنگ، هنر و ارتباطات با کليه امکانات، منابع،‌ تجهيزات، ‌اعتبارات، ‌تعهدات و نيروی انسانی در يکديگر ادغام و عنوان آن به سازمان امور سينمايی و سمعی و بصری کشور تغيير می يابد.

بر اساس مصوبه شورای عالی اداری، سازمان مذکور زير نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعاليت خواهد کرد و رديف بودجه آن به صورت مستقل در لايحه بودجه سنواتی کل کشور پيش بينی شده است.

شمقدری که فیلم انتخاباتی دوره اول و دوم دولت رییس دولت کودتا را تولید کرده بود در اولین اظهار نظر به عنوان رييس سازمان امور سينمايی نیزگفته است: پشتیبانی، معاونت امور سینمایی و سمعی بصری و معاونت فعالیت های امور سینمایی و سمعی بصری، سه معاونت سازمان امور سینمایی را تشکیل می دهند.شمقدری گفت: معاونت توسعه و پشتیبانی در حقیقت وظیفه رسیدگی به بودجه سینمای ایران و عضو شدن در سازمان 'وای پو' را پیگیری خواهد کرد.
وی ادامه داد: همچنین معاونت امور آثار سینمایی و سمعی بصری نیز به نوعی در جایگاه اداره کل ارزشیابی و نظارت بر سینمای حرفه ای قرار دارد.

مجری مراسم افتتاح این سازمان جهانگیر الماسی بود و محمد حسینی، وزیر ارشاد و احمد نجفی، سعید راد، مسعود جعفری جوزانی، علیرضا سجادپور، محمد حسن پزشک، شهریار بحرانی، مجید انتظامی، جمال شورجه، علی سرتیپی و یدالله صمدی از اهالی سینما در آن حضور داشتند.


خانه آقای بازیگر ایران، « خانه سینماگران » می شود

 او می توانست منزل خود را در رقابت پرسود معاملات ملک به فروش برساند ولی دغدغه هنر سينما و ضرورت حفظ دستاوردهای اين عرصه وی را از اين کار بازداشت و اين منزل قديمی به امور فرهنگی اختصاص داده شد تا به جای ساختمان‌های چند طبقه، در آن فرهنگ و هنر به بالندگی برسد.
خبرنگاران سبز/فرهنگ-هنر-ادبیات:
«خانه سينما»، ملکی اجاره‌ای نيست که صاحب ملکی حکم تخليه آن را بدهد. بسته شدن «خانه سينما» را امر غيرممکن بدانيد که اگر ساختمان شماره يک خيابان سمنان و ساختمان شماره دو خيابان وصال حکم به قفل بگيرد، خانه ما در اتحاد اهالی خانواده سينما پا برجاست. اينها گفته های رخشان بنی اعتماد کارگردان موفق سينمای ايران بود که طی بيانيه ای در اعتراض به اقدام نابخردانه وزارتخانه ايکه به اسم فرهنگ بنا نهاده شده، بيان شده بود.

در مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم فجر داوود رشيدی بر روی سن می رود و اعلام می کند : " من داوود رشيدی حائری عضو خانه سينما هستم ".نشان خانه سینما بر سینه رامبد جوان و سحر دولتشاهی خودنمایی می کند تا بگوید خانه مارا ویران نکنید.رضا صادقی برای نشست مطبوعاتی فيلم "بی خداحافظی" به برج ميلاد می رود ، نشان خانه سينما را بر سينه می گذارد تا حمايت خود را از خانه سينما اعلام نماید .
عکس از یلدا زاهدی

اگر با مديران خانه سينما اختلاف نظر داريد، اگر به عملکرد مديری ايراد داريد و بدبختانه تعامل نمی شود ...چرا خانه ما را ويران می کنيد. شايد همين گفته های عزت الله انتظامی آقای سينمای ايران بود که فکر اوليه موزه شدن خانه اش در قيطريه را در او به وجود آورد.

 ۱۰ بهمن روز بزرگی برای سينمای کشور بود چرا که برای اولين بار در هنر و سينما چنين اتفاقی می افتاد و خانه شخصی که در هنر فعال بوده تبديل به موزه ميشد. من در اين خانه خاطرات زيادی دارم و دوست ندارم از بين برود. می توانم اينجا را به قيمت زيادی بفروشم و يا اگر پنج طبقه ساخته شود پنج واحد ۱۵۰-۱۶۰ متری به من می دهند. اما دوست ندارم اين اتفاق بيفتد. 

 ۱۰ بهمن ماه  می شود ـ تغيير و تحولات در اين خانه آغاز می شود. وسايل خانه به جای ديگری منتقل می شود و قرار است فضاسازی لازم انجام شود و يک طبقه هم روی خانه احداث و تبديل به سالن نمايش ‌شود. معاون امور اجتماعی و فرهنگی منطقه يک شهرداری تهران ضمن تقدير از حرکت شايسته عزت الله انتظامی می گوید: طرح تبديل خانه هنرمند ارزشمند کشورمان به خانه موزه با محوريت سينما و هنر بازيگری در دستور کار قرار گرفته است. مراحل قيمت گذاری خانه آقای عزت الله انتظامی هنوز به اتمام نرسيده است به محض تملک قطعی اين ملک توسط شهرداری تهران طرح مرمت و بازسازی بنا به منظور تبديل اين مکان به خانه موزه آغاز خواهد شد. اين هنرمند می توانست منزل خود را در رقابت پرسود معاملات ملک به فروش برساند ولی دغدغه هنر سينما و ضرورت حفظ دستاوردهای اين عرصه وی را از اين کار بازداشت و اين منزل قديمی به امور فرهنگی اختصاص داده شد تا به جای ساختمان‌های چند طبقه، در آن فرهنگ و هنر به بالندگی برسد.

وی تصريح کرد: اين طرح با اولويت سينما و هنر بازيگری اجرا می‌شود و خانه‌ای که عزت الله انتظامی در آن زندگی هنری خود را شکل داده و محل رفت و آمد بسياری از هنرمندان و نام‌های شاخص هنر سينما و تئا‌تر بوده است به پاتوقی برای هنرمندان و برگزاری کلاس‌ها و دوره‌های آموزشی تبديل می‌شود.

معاون امور اجتماعی و فرهنگی منطقه يک شهرداری تهران با اشاره به چگونگی اجرای اين ايده گفت: عزت الله انتظامی با هدف توسعه فرهنگ سينما و ارتقا جايگاه اين هنر در جامعه طی مذاکره کتبی با شهردار اين پيشنهاد را مطرح می کنند که می‌توانند منزل خود را برای اين اقدام به شهرداری تهران واگذار کنند.

بر اساس اين گزارش، شهردار تهران نيز موافقت خود را با اعلام به معاونت امور اجتماعی و فرهنگی بيان می کنند و پيشبرد اين طرح به واسطه قرار گرفتن منزل عزت الله انتظامی در منطقه يک به اين منطقه واگذار شد.




سعید زادقی از سرویس هنری

گزارش تصویری از نمایشگاه نقاشی هیلا صدیقی



خبرنگاران سبز/فرهنگ-هنر-ادبیات:
هیلا صدیقی شاعر جوان و سبز کشور به تازگی نمایشگاهی از آثار هنری خود در قالب بوم های نقاشی راه اندازی کرده است که تاکنون با استقبال بسیاری از هنرمندان از جامعه هنری کشور مواجه شده است.

به گزارش خبرنگاران سبز، احمد مسجدجامعی وزیر ارشاد دولت اصلاحات در دولت دوم سید محمدخاتمی و جعفر پناهی، نویسنده و کارگردان نامدار سینمای ایران که در دوران ممنوعیت و محرومیت کاری خود قرار دارد، از جمله بازدیدکنندگانی بودند که از نقاشی های هیلا صدیقی بازدید به عمل آورده اند.
گفتنی است روز نخست این نمایشگاه در گالری مانی واقع در بزرگراه صدر، کامرانیه جنوبی، کوچه دژم جو پلاک ۴۳ ویژه هنرمندان بوده و بازدید عمومی از روز شنبه تا چهارشنبه ادامه دارد.

همچنین آریا آرام نژاد هنرمند و ترانه سرای سبز کشور که هم اکنون در زندان بابل به سر می برد نیز، به بهانه افتتاح نمایشگاه نقاشی هیلا صدیقی دسته گلی برای ادای احترام به هیلا با این نوشته ارسال کرده است:
میان دسته و سبدگل هایی که به همراه صاحبانشان برای بازدید به نمایشگاه می آیند، سبد گلی بدون صاحبش از راه خیلی دور می رسد ... از زندان متی کلای بابل ... نوشته روی کارتش را که می خوانم چشمانم بی قرار باریدن می شود : از پس این بند و سیم های خاردار
با لبی پر لبخند می گویم سلام ...
اگرچه هوا بس ناجوانمردانه سرد است اما این طبع زمستان است و من یقین دارم امید ما معجزه می کند
به بهانه نمایشگاه نقاشی هیلا صدیقی عزیز
که شعرهایش را نقاشی می کند
از طرف آریا آرام نژاد
زندان بابل زمستان 90








محمدمهدی گورنگی، آهنگساز 
جعفرپناهی کارگردان نامدار کشور محروم از فعالیت






مهدی یراحی، خواننده و آهنگساز به همراه مونا برزویی، ترانه سرا 



احمدمسجدجامعی وزیر ارشاد دولت اصلاحات 








عکاس :امید ایرانمهر



 
باز طراحی کامل و کلیه‌ی حقوق:خبرنگاران سبز [تبدیل قالب:] Deluxe Templates --- [طراحی اولیه:] Masterplan --- [بهینه و فارسی شده:] مجتبی ستوده