یاردبستانی : آزادیت مبارک


عاطفه نبوی، فعال دانشجویی و اولین زندانی سیاسی زن بعد از انتخابات سال ۸۸ با پایان دوره ی حبس خود، از زندان اوین آزاد شد.
همچنین طی چند روز گذشته محمدمهدی فروزنده پور، رییس دفتر میرحسین و داوود سلیمانی، قائم مقام ستاد انتخاباتی میرحسین نیز باپایان مدت محکومیت اشان از زندان اوین آزاد شده اند.
به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی 

مادر صلح، دختر عزت، زیباروی ماه، یادت باماست


آیت الله موسوی اردبیلی: ایمان ها در معرض خطر است؛ از مردم عذر خواهی کنید

خبرنگاران سبز/سیاست:
 آيت الله موسوی اردبيلی ديروز در پايان درس خارج فقه طی سخنانی گفتند: اگر اشکالات و نارسائی‌هائی وجود دارد مسئوليت آن با ماست و ربطی به اسلام ندارد.

وی با اشاره به سنت معصومين در عذرخواهی از مردم اظهار داشت: همه می‌‌دانيم که به نص قرآن کريم، پيامبر و اهل بيت عليهم السّلام معصومند و از آن‌‌ها گناه يا خطايی سر نمی‌زند. اين که آن حضرت چنين کاری کرده است، شايد می‌خواسته به ما ياد بدهد که در برابر مردم چگونه عمل کنيم.

به گزارش خبرنگاران سبز  به نقل از پايگاه اطلاع رسانی ايشان، اين مرجع تقليد با اشاره به مبارزاتی که برای پيروزی انقلاب اسلامی انجام شده است، گفت: حالا بعضی کارها و نتايج را که می‌بينم، نگران می‌شوم که نکند ما در انجام وظايفمان قصور يا تقصيری داشته ايم. آن روز که دوستان ما مبارزه می‌کردند، آن روز که فداکاری می‌کردند، خيلی بهتر از اين را توقع داشتند. نکند فردا در مقابل خدای تعالی، در مقابل صاحبان حق در اين مسير، در برابر اين ملت، شرمنده باشيم. عمر دنيا زود می‌گذرد و من در سن و سال و وضع و حالی هستم که بايد بيش از شما به فکر باشم.

وی در بخشی از سخنانش تصريح کرد: البته حق اين است که عمل ما و قصور و تقصير‌های ما ربطی به مکتب نورانی اسلام و تشيع ندارد، ولی مع الاسف مردم اين طور قضاوت نمی‌کنند. اگر از ما بدی ببينند به پای دين می‌گذارند. واقع اين است که با همه برکاتی که اين انقلاب و نظام داشته و دارد و مرهون فداکاری‌ها و خون‌های پاک است، قصور و تقصيرها هم زياد است. گاهی کارهايی می‌کنيم که موجب یأس و بدگمانی مردم شده است. امروز جوان‌های زيادی اعتماد و علاقه شان سست شده است.

اين مرجع تقليد افزود: ايمان‌هايی در معرض خطر است. اين‌ها تلفات سنگينی است که بايد جدی گرفته شود. اگر رفتار من، گفتار من، اخلاق و منش من، کوتاهی من، تزلزلی در ايمان حتی يک نفر ايجاد کرده باشد، کافی است که خواب از چشمم ربوده شود.

وی در ادامه گفت: ما خيرخواهانه پا در راه انقلاب اسلامی گذاشته‌ايم اما شايد کوتاهی کرده باشيم و به خاطر کوتاهی‌ها از مردم عذر می‌خواهم و حلاليت می‌طلبم.

من از طرف خودم حرف می‌زنم، به ديگران کاری ندارم. من از کارهای کرده و نکرده خودم نگرانم. اگر همه ما درست عمل کرده بوديم وضع اين نبود. ولی گمان می‌کنم همه ما، همه مسئولين، از سابق تاکنون، بايد از مردم عذرخواهی کنيم. ضرورت اين کار البته برای مسئولينی که در لباس روحانيتند بيشتر است.

وی با تأکيد بر ضرورت تفکيک ميان آزادی بيان و اهانت، گفتند اهانت به اعتقادات مردم مجاز نيست.

متن سخنان اين مرجع تقليد به شرح زير است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم

امروز آخرين جلسه بحث ما در اين سال تحصيلی است و آقايان فرصتی در پيش دارند تا سال آينده که معلوم نيست مقدرات الهی چه باشد و آيا بتوانيم باز هم به درس و بحث مشغول شويم يا نه؟ بنده می‌‎خواستم در اين جلسه نکاتی را خدمت آقايان عرض کنم. البته مدتی است اين مسائل ذهن مرا مشغول کرده است و اين فرصت را برای طرح آن‌ها مناسب ديدم.

اولاً، می‌خواستم عرض کنم تعطيلی دروس حوزوی در گرمای تابستان به معنای تعطيل تحصيل و تحقيق نيست. به کار علمی نبايد مثل کار اداری نگاه شود، بايد مسائل علمی به دغدغه‌های ذهنی ما تبديل شود تا بتوانيم آن‌ها را به خوبی پی ‎گيری کنيم و به جايی برسانيم. شايد فرصت تعطيل دروس معمول، فرصت خوبی باشد برای مطالعه در زمينه‌هايی که فهم ما از اسلام به آنها نياز دارد، ولی در ضمن دروس مرسوم کمتر مطرح می‌شود: از تاريخ و سير و عقايد و تفسير و اخلاق گرفته تا معلوماتی که شايد علوم اسلامی و حوزوی به شمار نيايد، ولی يک عالم اسلامی بايد آن‌ها را بداند؛ از مسائل روان شناسی و جامعه شناسی و اقتصاد و امثال اين‌ها، البته هر کس به فراخور زمينه‌ای که در آن کار می‌کند و علايقی که تعقيب می‌کند.

بالاخره روزگار عوض شده، مخاطبان، آقايان مردمی هستند که غالباً تحصيل کرده‌اند و شايد تحصيلات عاليه دارند. نبايد فکر کنند علمای دين از دنيا بی‌خبرند. مرادم فقط اطلاع از مسائل جاری و سياسی دنيا نيست، بلکه مسائل عميق تر، مسائل فکری مردم که از قضا در زندگی آن‌ها هم تأثير دارد و در ديانت آن‌ها تاثيرگذار است.
مسأله ديگر اين که اگر روحانيت اعتباری دارد، مقبوليتی دارد، اين اعتبار اصيل نيست، مال خود ماها نيست، اين از جای ديگری است. اين اعتبار مال دين است، مال پيامبر خدا (ص) و اهل بيت (ع) اوست. اگر مردم به روحانيت ارادت می‌‎ورزند، به واسطه اين است که ماها را شاگرد مکتب امام صادق (ع) می‌دانند.

ماها بايد به لوازم اين انتساب ملتزم باشيم. لازمه انتساب به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) اين است که خود را پاک گردانيم، خودخواهی و خودمحوری را کنار بگذاريم. اگر رفتار خارج از ضوابط تقوا و اصول مورد رضايت محمد و آل محمد (ص) از ما سر بزند، اين می‌تواند در عقايد مردم، در اخلاق مردم اثر سوء بگذارد و مسئوليت آن بسيار سنگين است. مردم توقّع ندارند از من و شما رفتار خارج از حيطه تقوا و اخلاق اسلامی ببينند و حق هم دارند. توقع ندارند ببينند ما مبلّغ خودمان هستيم، اسلام را وسيله کرده‌ايم تا امور خودمان را پی بگيريم. اهل بيت (ع) هم استيکال به دين را مذمت کرده اند؛ استيکال به دين يعنی انسان دين را و ارادت مردم به دين را و اعتقادات مردم را نردبان ترقی خودش بکند.

اين وجوه شرعيه‌ای که مردم در اختيار ما قرار می‌دهند، ارث پدری ما نيست. اين را می‌دهند که به اسلام خدمت کنيم. صاحب حقيقی اين مال(عجّل‌الله تعالی فرجه الشريف) وقتی که به اراده خداوند متعال تشريف بياورند، اين اموال را صرف تقويت اسلام می‌کنند، صرف اعتلای مسلمين می‌کنند. آقايان چنين تشخيص داده‌اند که اگر طلاب علوم دينی با اين مال تقويت شوند که بتوانند وقت بيشتری را برای درس خواندن اختصاص دهند، به اسلام خدمت خواهند کرد. البته وجوه شرعيه‌ای که به طلاب می‌رسد ناچيز است ولی همين هم به اعتبار خدمت به اسلام توزيع می‌شود. لذا آقايان محترم بايد توجه داشته باشند ما در مقابل ولی‌الله اعظم(عجّل‌الله تعالی فرجه الشريف) مسئول هستيم. اگر درس خواندن ما به درد تقويت اسلام نخورد، به درد دينداری مردم نخورد، معلوم نيست چه وجهی پيدا می‌کند. از اين ناحيه واقعاً بايد نگران بود. ما اگر در لباس روحانيت هم نبوديم در قبال دين خدا وظيفه داشتيم، در مقابل همين نعمت‌های الهی موظف و مسئول بوديم، تا چه رسد به اين که زندگی ما و اعتبار ما با خدمت به دين عجين شده است.

البته روزگار ما هم روزگار ديگری شده است. در دوره طاغوت مسئوليت حوزه‌ها کمتر بود. امکانات در اختيار نبود. فشارها زياد بود. زندگی طلاب در عسرت بود. صدای ما به مردم نمی‌رسيد. در مقدرات زندگی مردم تأثير چندانی نداشتيم. خون دل‌ها می‌خورديم تا يک مجله راه بيفتد، تا يک کلاس در يک مسجد دائر شود، تا چهار تا جوان را بتوانيم جمع کنيم. به برکت انقلاب اسلامی فضا عوض شد. مردم به علما اقبال کردند، به حوزه‌ها اقبال کردند. مردم از مرحوم امام(اعلی‎الله‎مقامه) صداقت ديدند، ديدند برای دين کار می‎ کند، برای خدا کار می‌کند، لذا به او رو آوردند. جوان -هايشان را به ميدان فرستادند. همه برکات اين انقلاب هم مال آن صداقت‌ها و آن فداکاری هاست. خدا را هم شاکريم که اين نعمت را به ما ارزانی داشته است. البته نگران هم هستيم نکند با سوء عمل خودمان اين فرصت طلايی را از دست بدهيم. اگر اين انقلاب ضايع شود، علاوه بر فرصت‌هايی که از يک ملت ضايع شده است، آبرو و اعتبار روحانيت شيعه هم مخدوش ميشود.

امروز ما از ميراث آبرو و اعتباری بهره می‌بريم که طی قرن‌ها و با خون دل‌ها و مرارت‌ها فراهم آمده و خودخواهی ما يا کوتاهی ما يا بدون تأمل و تدبير عمل کردن ما خسارت‌های سنگينی به بار می‌آورد. البته سنگ‌اندازی دشمنان و بدخواهان اين انقلاب را هم نبايد ناديده گرفت، ولی اگر خود ما درست عمل کنيم، هيچ عامل خارجی نمی‌تواند رابطه ما را با خدای تعالی و با مردم مسلمان خراب کند. آن چه نگران‌کننده است کارهايی است که عنايت حق تعالی را از ما بر می‌گرداند. خدای سبحان می‌فرمايد: “ذلک بأنّ‌الله لم يک مغیّراً نعمة أنعمها علی قوم حتّی يغیّروا ما بأنفسهم”. اگر عنايت خدا از ما برگشت، مردم هم از ما می‌برند. نه اين که شخص من و جنابعالی مطرح باشيم، ممکن است مردم با رفتار من و شما از دين روی گردان شوند.

البته حق اين است که عمل ما و قصور و تقصير‌های ما ربطی به مکتب نورانی اسلام و تشيع ندارد، ولی مع الاسف مردم اين طور قضاوت نمی‌کنند. اگر از ما بدی ببينند به پای دين می‌گذارند. واقع اين است که با همه برکاتی که اين انقلاب و نظام داشته و دارد و مرهون فداکاری‌ها و خون‌های پاک است، قصور و تقصيرها هم زياد است. گاهی کارهايی می‌کنيم که موجب یأس و بدگمانی مردم شده است. امروز جوان‌های زيادی اعتماد و علاقه شان سست شده است. ايمان‌هايی در معرض خطر است. اين‌ها تلفات سنگينی است که بايد جدی گرفته شود. اگر رفتار من، گفتار من، اخلاق و منش من، کوتاهی من، تزلزلی در ايمان حتی يک نفر ايجاد کرده باشد، کافی است که خواب از چشمم ربوده شود.

بنده از اولی که با هزار سختی و مشقت، با هزار تهديد و فشار که در دوره رضاخان و پسرش وجود داشت، وارد عالم طلبگی شدم تا وقتی که فعاليت‌های اجتماعی و سياسی را شروع کردم، بعد هم که انقلاب پيش آمد و خواسته يا ناخواسته زير بار مسئوليت رفتم، بعد هم که ممحّض در بحوث علمی حوزه شدم، چه آن زمان که مدارس مفيد را در تهران راه ‎اندازی کردم، چه کانون توحيد را، چه دانشگاه مفيد را در قم و کارهای ديگری که انجام شده است، چشمم و اميدم به فضل و عنايت الهی بوده است. خواسته‌ام به اسلام خدمتی کرده باشم. فعاليت‌های حوزوی به همين نيت بوده، کارهای اجتماعی و سياسی به همين نيت بوده است، همراهی با مرحوم امام قدس سره و انقلاب به همين نيت بوده است. اما حالا بعضی کارها و نتايج را که می‌بينم، نگران می‌شوم که نکند ما در انجام وظايفمان قصور يا تقصيری داشته ايم. آن روز که دوستان ما مبارزه می‌کردند، آن روز که فداکاری می‌کردند، خيلی بهتر از اين را توقع داشتند. نکند فردا در مقابل خدای تعالی، در مقابل صاحبان حق در اين مسير، در برابر اين ملت، شرمنده باشيم. عمر دنيا زود می‌گذرد و من در سن و سال و وضع و حالی هستم که بايد بيش از شما به فکر باشم.

می خواهم از اين فرصت استفاده کنم و خطاب به ملت شريف ايران، به خانواده‌های شهدا، به جانبازان، به همه کسانی که زحمت کشيده‌اند، عرض کنم ما خيرخواهانه پا در اين راه گذاشتيم، اما شايد کوتاهی کرده ‎ايم، شايد غفلت کرده ايم. اگر مشکلات و نارسايی‌هايی که هست به من مستند است، از همه عذر می‌‎خواهم. ما دلمان می‌خواست و می‌خواهد که ملت ما سربلند باشند، اخلاق و ايمان در ميان جامعه ما رونق داشته باشد، ملت ما خوب زندگی کنند. اگر بنده کاری کرده‌ام که نبايد می‌کردم يا ترک فعلی کرده‌ام که بايد انجام می‌دادم، از همه عذر می‌خواهم، از همه حلاليت می‌طلبم. من از طرف خودم حرف می‌زنم، به ديگران کاری ندارم. من از کارهای کرده و نکرده خودم نگرانم. اگر همه ما درست عمل کرده بوديم وضع اين نبود. ولی گمان می‌کنم همه ما، همه مسئولين، از سابق تاکنون، بايد از مردم عذرخواهی کنيم. ضرورت اين کار البته برای مسئولينی که در لباس روحانيتند بيشتر است.

عذرخواهی و حلاليت طلبی از ذوی الحقوق، سنت و سيره حسنه است. مردم ما می‌بينند ما خطاهای خودمان را، قصور و تقصيرهای سنگين خودمان را به روی خودمان نمی‌آوريم و حتی گاهی‌ اوقات طلبکار هم می‌‌شويم! اما رئيس فلان کشور يا وزير بهمان مملکت به خاطر يک اشکال که ممکن است به نظر ما مهم هم نباشد، عذرخواهی ميکند. وقتی‌ ما چنين عمل می‌کنيم، مردم از کجا بفهمند که اين سنت حسنه، دستور اولياء معصومين (ع) است. حضرت اميرالمؤمنين (ع) به حاکم منصوبش دستور می‌دهد که اگر مردم گمان خطا و اشتباه و ظلم بر تو داشتند به ايشان توضيح بده، عذر خود را برای آنان بيان کن. رسول خدا (ص) با آن عظمتش، بنا به نقل مشهور، از مردم حلاليت طلبيد و در مقابل ادعای يک نفر آدم عادی برای قصاص آماده شد. همه می‌‌دانيم که به نص قرآن کريم، پيامبر و اهل بيت عليهم السّلام معصومند و از آن‌‌ها گناه يا خطايی سر نمی‌زند. اين که آن حضرت چنين کاری کرده است، شايد می‌خواسته به ما ياد بدهد که در برابر مردم چگونه عمل کنيم.

بگذاريد مردم اين‌ها را از ما هم ببينند؛ در ما حس مسئوليت ببينند. ببينند که ما خود را در برابر آنان مسئول می‎ دانيم، آن‌ها را ولی نعمت خود می‌دانيم. مگر امام نمی‌فرمود اين مردم ولی نعمت ما هستند. مگر ما از پيامبر خدا (ص) و ائمه (ع) بالاتريم؟. آن‌ها پاک و معصوم بودند و ما خطاکار و گنه کاريم. اين چيزهايی که در سيره پيامبر (ص) و ائمه (ع) آمده، برای اين نيست که آن‌‌ها را فقط در منابر يا سخنرانی‌ها برای مردم تعريف کنيم؛ بلکه بايد پيش از همه خودمان به آن‌‌ها عمل کنيم. پس صادقانه به اشکالات اقرار کنيم و از خطاها عذرخواهی کنيم، تا صداقت ما دل مردم را گرم کند. از اين نترسيم که ما را متهم به عوام فريبی کنند. مردم از کلام ما، لحن صداقت را می‌فهمند. اگر صادقانه عذرخواهی کنيم و درصدد تدارک ما فات باشيم، مردم می‌فهمند، خدای تعالی هم ياری می‌کند. نکند خدای ناکرده از اين همه تلاش و فداکاری نتيجه مطلوب نگيريم. نکند فردای قيامت پشيمانی و شرمندگی بر ما عارض شود. نکند آيندگان از ما به بدی ياد کنند. ذکر خير بندگان اماره صلاح و سداد حکمرانان است.

نکته‌ای نيز بايد در اين جا عرض کنم و آن اين که متأسفانه برخی از افراد، کورکورانه با تقليد از برخی اعمالی که در کشورهای غربی مد شده، برای اين که خود را متمدن و پيشرو نشان دهند، مرتکب رفتارهايی می‌شوند که هيچ -گونه توجيه عقلی و منطقی ندارد. اگر کسی اعتقادات ما را قبول ندارد، خوب نداشته باشد، ولی اين مجوز اهانت و هتک حرمت نيست. آزادی بيان در هيچ منطق و فرهنگی به معنای آزادی اهانت نيست. در کشورهايی هم که خود را داعيه‌دار آزادی می‌دانند، گاهی اوقات برای اهانت به افراد مجازات‌هايی را در نظر می‌گيرند که شايد اگر فرد اهانت‌کننده به جای اهانت صدمه‌ای جسمی و جانی وارد کرده بود به آن مقدار مجازات نمی‌شد. مگر می‌توان گفت که اهانت به يک انسان مجاز نيست ولی اهانت به اعتقادات مبليون‌ها انسان مجاز و بی‌اشکال است. کدام عقل و منطقی اين را قبول می‌کند؟!

البته اين به معنای مجاز نبودن نقد عقايد ما نيست. ما از اين که کسی بيايد و با بيان منطقی بخواهد با ما در خصوص عقايدمان بحث و گفتگو نمايد استقبال می‌کنيم و سيره ائمه اطهار (ع) و علمای اماميه همواره بر همين منوال بوده است، اما فاصله بين نقد علمی و اهانت زياد است و مردم خود به راحتی می‌توانند فرق بين اين دو را تشخيص دهند. به مردم عزيز هم عرض می‌کنم اين اشکالات و نارسائی‌هايی که می‌بينند، اين‌ها از ماست و مسئوليت آن هم با ماست. اين‌ها ربطی به خدا و اسلام و تشيع و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام ندارد. اگر مردم به خاطر اين مشکلات به من و امثال من تندی کردند، جای گله ندارد، اما اگر خدای ناکرده به دين و پيامبر (ص) و ائمه (ع) جسارت شد، بايد متوجه بود عذری در اين مورد پذيرفته نيست و بايد پاسخ گوی آن در پيشگاه خدا و رسولش باشند.

انشاء‌الله که همه شما موفق باشيد و اگر به فعاليت ترويجی و تبليغی مشغول شديد با کلامتان و بخصوص با عملتان اين مردم شريف را به دين و ايمان نزديک‌تر کنيد.
والسلام عليکم و رحمة‌الله و برکاته


هاشمی رفسنجانی: فیسبوک نعمتی در مقابل استبداد است

ممکن است عده ای در درون رژيم اسلامی ايران از اظهارات او خشنود نباشند، اما، واقعيت اين است که بدون فيسبوک و شبکه های اجتماعی مبارزه عليه استبداد و سرکوب دائماً در معرض خطر است. 
خبرنگاران سبز/سیاست:
علی اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در اظهار نظری که محتملن واکنش اقتدارگرایان را نیز همراه خواهد داشت، از شبکۀ اجتماعی « فيسبوک » به عنوان نعمتی در مقابل استبداد ياد کرده است.
علی اکبر هاشمی رفسنجانی در ادامۀ اين سخن گفته است : " که گاه مشاهده می شود که يک صفحۀ فيسبوک و يا يک ويديوی کوتاه که با تلفن همراه ضبط و از طريق شبکه های اجتماعی بدون هيچ هزينه ای پخش شده تاثيری به مراتب قوی تر از شبکه های راديويی و تلويزيونی دارند که برای ايجاد و نگهداری شان بايد هزينه های گزاف را تحمل کرد که اين امری مبارک برای دنياست ".

به گزارش خبرنگاران سبز از خبرگزاری فرانسه، علی اکبر هاشمی رفسنجانی سپس گفته است که ممکن است عده ای در درون رژيم اسلامی ايران از اظهارات او خشنود نباشند، اما، واقعيت اين است که بدون فيسبوک و شبکه های اجتماعی مبارزه عليه استبداد و سرکوب دائماً در معرض خطر است.

او در ادامه با بيان‌ اينکه "ديگر نمی توان جلوی اطلاعات را گرفت"، گفت: "اگر بخواهيم جلوی يک چيزی گرفته شود ۱۰ تای ديگر سبز می شود و وقتی مردم راه اطلاعات را پيدا کردند نمی شود آن‌ها را متوقف کرد."

جمهوری اسلامی ايران از شبکه های اجتماعی به عنوان شبکه های ضاله ياد می کند که به فرهنگ اسلامی شبيخون فرهنگی زده اند و فیسبوک و توییتر را پايگاه اصلی سازماندهی مخالفين پس از کودتای انتخاباتی می داند. به همين دليل سالهاست با فيلترينگ سايت های اجتماعی فارسی زبان و يا فيسبوک به دنبال مليتاريزه کردن فضای مجازی کشور است بطور مثال با راه اندازی پايگاه سایبری و استخدام افرادی از بسيج و سپاه پاسداران افسران جنگ نرم را سازماندهی کرده است که به دنبال شناسايی مخالفين نظام در فضای وب فارسی و هک کردن سايت های مخالفين هستند.

شبکه های اجتماعی اينترنتی مانند فيسبوک در تحولات خاورميانه که به بهار عرب معروف شد، نقش چشمگيری ايفا کردند، به طوری که گاه از اين تحولات به عنوان "انقلاب فيسبوکی" ياد می شود.


بازداشت شبانه « زهرا خدابخش » فرزند مدیرعامل روزنامه روزگار


روزنامه روزگار با وجود سابقه چند توقيف، در آخرين جلسه هيات منصفه مطبوعات استان تهران در خصوص اتهام افشای مسايل محرمانه، تبليغ عليه نظام و نشر اکاذيب با اکثريت آرا مجرم شناخته نشد.

خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
شب گذشته نیروهای امنیتی با حضور در منزل علی خدابخش مدیرعامل روزنامه روزگار، زهرا خدابخش فرزند ۲۸ ساله وی را بازداشت و طی آخرین خبر وی را به زندان اوین منتقل کرده اند.این درحالی است که زهرا خدابخش دختر بزرگ علی خدابخش در رشته معماری  مشغول به فعالیت است و هيچگونه فعاليت سياسی نداشته است.

به گزارش خبرنگاران سبز، مامورانی که برای بازداشت او مراجعه کرده بودند، حکمی از شعبه ۳ دادسرای اوين نشان داده اند و رفتارشان با خانواده خدابخش بسيار توهين آميز بوده است.

علی خدابخش، که سرمايه گذار چند روزنامه اصلاح طلب بوده است، روز ۱۶ آذر سال ۸۹ درپی يورش نيروهای امنيتی به دفتر تحريريه اين روزنامه بازداشت شده بود. او به يک سال حبس تعزيری و ۳۰۰ هزار تومان جريمه نقدی محکوم شده است.

روزنامه روزگار با وجود سابقه چند توقيف، در آخرين جلسه هيات منصفه مطبوعات استان تهران در خصوص اتهام افشای مسايل محرمانه، تبليغ عليه نظام و نشر اکاذيب با اکثريت آرا مجرم شناخته نشد.

علت دستگيری فرزند علی خدابخش هنوز مشخص نيست.

انسداد آزادی های فردی به کروات و پاپیون رسید

خبرنگاران سبز/سیاست/نقد و نظر:
استفاده از مانکن و البسه با مارک و نوشته‌های مبتذل با نشانه های غربی در فروشگاه های کشور ممنوع اعلام می شود. از ديگر موارد ممنوع، در معرض نمايش قرار ندادن مانکن‌هايی که برجستگی‌های بدن، سر و صورت بدون حجاب آن مشخص باشد، اعم از سرتنها، يا نيم‌تنه يا تمام قد (مانکن‌ها بايد بدون سر يا نيم سر باشند) و نيز استفاده نکردن از مانکن‌ها با پوشش‌های غيرمتعارف و خلاف فرهنگ و عرف جامعه اسلامی است.

از ديگر مقوله‌های مبارزه با آزادی فردی در جمهوری اسلامی طرح‌های مقابله با بدپوششی است که از روزهای آغازين انقلاب اسلامی با ممانعت از استفاده از کراوات و پاپيون برای آقايان و حجاب اجباری برای خانم ها آغاز شد که گويا اين روزها مجدد با نامه پليس امنيت به اصناف و فروشگاه های البسه در دستور کار فوری قرار گرفته است.


جواد دروديان - رييس اتحاديه پيراهن دوزان و پيراهن فروشان، نيز در همين خصوص اظهار داشت: بعد از پيروزی انقلاب اسلامی فروش کراوات ممنوع شد، ولی اين موضوع به صورت جدی دنبال نمی شد و هرازگاهی اين بحث به شدت پيگيری شده و از فروش آن ممانعت به عمل می‌آمد.

وی گفت: حتی به ما اعلام شده سربرگمان که در آن از قديم يک عکس کراوات روی آن وجود داشت بايد عوض شده و عکس کراوات از روی آن برداشته شود.

وی در پاسخ به اين سوال که بسياری از مغازه‌ها کراوات را در ويترين گذاشته و از طريق مانکن‌ها به نمايش می‌گذارند، اظهار داشت: بازرسان اصناف و اماکن مدتی است که اين موضوع را جدی گرفته و مانع از اين کار شده‌اند. البته شايد اين به شانس مغازه‌‌دار بستگی داشته باشد و اگر بازرسان و اماکن از آن مغازه‌ها اطلاع يابند، دستور ممنوعيت فروش کراوات را به آن‌ها نيز اعلام می‌کنيم.


مبارزه با آزادی های فردی و اجتماعی يک دهه است که با حمايت افراطيون خشک مذهب درون نظام با عنوان طرح ارتقا‍ء امنيت اجتماعی دنبال می شود که هر ساله يک مولفه به آن اضافه می شود. بطور مثال هرچند وقت یکبار نيروی انتظامی کماندوها و سواره نظام خود را برای جمع آوری ماهواره ها همانند اسپايدرمن، بر در و ديوار و بام خانه ها و بعضن دورن منازل سرازير می کند که اين اقدام به نوبه خود حريم و امنيت شخصی را تهديد می کند که قطعن خلاف هرقانونی است.

حال صحبت اينجاست اگر وقت و انرژی که افراطيون و نيروی انتظامی برای پادگانی کردن هرچه بيشتر فضای جامعه صرف کرده اند را برای پيگيری مهمترين دغدغه های مردم ايران همانند همت برای برون رفت از تحريم های بين المللی و انزوا در جامعه جهانی و همکاری با آژانس انرژی هسته ای، محاکمه علنی و نه ساختگی اختلاس کنندگان و دزدان بيت المال، راندن سپاه پاسداران از اقتصاد و سياست، مبارزه با ارازل و اوباش واقعی که به هربهانه ای برای عربده کشيدن در خيابان به صف می شوند و برای يک ملت هفتاد و اندی مليون تصميم ساز می شوند و در نهايت رونق دادن به توليد ملی و ايجاد شغل برای جمعيت آماده به کار که عمدتن تحصيل کرده نيز هستند نه در شعار بلکه در عمل ، بهتر و موثرتر نبود ؟

يک روز در خيابان به ناموس و عزت نفس ملت توسط عده ای که از شاد بودن مردم عقده دارند توهين می شود،  روزی به بهانه آب بازی و يا جشن خزبازی بازداشت می شوند و روزگاريست که به بهانه حمايت از آزادی بيان و روشنگری تنها به جرم نوشتن مطلبی انقتادی در وبلاگی همچون رونقی ملکی و ديگران مجرم و مفسدفی الارض شناخته می شوند که زخم های جوانان امروز ما عميق تر از آن است که بی عدالتی، قصور و اعمال خلاف قانون مدعيان اسلام در نظام جمهوری اسلامی را فراموش کنند . يک روز سرانجام خواهد آمد تا حتی يک نسيم اضطراب دنيای کوچک و شکلاتی آنان را آزار ندهد.

جوانان امروز ايران نشان داده اند که به قيم و سرپرست نياز ندارند و برعکس نسل گذشته ما چگونه زندگی کردن را خوب آموخته اند و مرزبندی های امروز که بازتوليد تفکر استبداد دينی ست را نمی شناسند. با انسداد ایجاد کردن آزادی های فردی، ورود به حریم شخصی افراد در منازل و خودرو های شخصی، جمع آوری ماهواره ها، بستن مطبوعات، فیلترکردن سایت ها، منحل کردن احزاب و بستن فضای گفتمان انتقادی در جامعه نمی شود افکار رو به جلو و فطرت آزادی خواه انسان را کنترل و مهار کرد.




از ستاره شدن دانشجویان تا سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه ها

خبرنگاران سبز/جامعه:

 چند وقت پيش وزير علوم دولت کودتا کامران دانشجوکه برادرش نيز با فشار جناح حاکم سرانجام بر صندلی رياست دانشگاه آزاد تکيه زد با وقاحت تمام از ممانعت از دانشجويان حامی جنبش سبز برای ورود به دانشگاه ها سخن گفته بود.
با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد رييس دولت کودتا در سال ١٣٨٤ روند ممانعت از ادامه تحصيل دانشجويان منتقد و مخالف حاکميت شتاب بيشتری گرفت و در سال های اخير شدت يافته است. فعالين دانشجويی محروم از تحصيل که به آنان در اصلاح  "دانشجويان ستاره دار"می گويند.

به گزارش منابع خبری هم زمان با اعلام نتايج کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه های دولتی، تعدادی از دانشجويان دانشگاه های اصفهان از حق ادامه تحصيل در مقطع بالاتر محروم شدند.

 اسامی پنج نفر از دانشجويان فعلی دانشگاه های صنعتی اصفهان، اصفهان، کاشان و نجف آباد در اختيار دانشجونيوز قرار گرفته، که به دليل فعاليت های دانشجويی و سياسی در اعتراض به نتايج انتخابات سال ١٣٨٨ و پيش از آن ستاره دار شده و از ادامه تحصيل محروم مانده اند.

در سال های اخير شمار زيادی از دانشجويان، علی رغم کسب رتبه های برتر در آزمون های سراسری به دليل آنچه نقص در پرونده عنوان شده است، ستاره دار شده و از ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر بازمانده اند. در همين حال شمار زيادی از دانشجويان هر ساله سه ستاره شده و از تحصيل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری باز می مانند، تعدادی از دانشجويان نيز، که تک ستاره و دو ستاره خطاب می شوند، با اخذ تعهد مبنی بر عدم انجام هيچ گونه فعاليتی در سطح دانشگاه توسط هيات مرکزی گزينش و بازجويان وزارت اطلاعات اجازه ادامه تحصيل پيدا می کنند.

همچنين به گزارش خبرنگاران سبز، شش دانشگاه بزرگ و دولتی کشور در تمامی زيرگروه‌های درسی کارشناسی‌ارشد خود اقدام به پذيرش جنسيتی کرده‌است. اين اقدام با انتشار دفترچه راهنمای انتخاب رشته آزمون کارشناسی‌ارشد سال ۹۱ مشخص شد. براساس اين گزارش روز گذشته زمانی که متقاضيان مجاز به انتخاب رشته شده در آزمون کارشناسی‌ارشد به دفترچه راهنما مراجعه کردند، در بسياری از رشته‌های علوم انسانی، علوم پايه و فنی مهندسی عبارات «فقط زن» و «فقط مرد» را در مقابل نام رشته‌ها مشاهده کردند. اقدامی که با حجم بسيار بالای خود تاکنون بی‌سابقه بوده است و اولين بار است که دانشگاه‌های کشور در اين حجم اقدام به پذيرش جنسيتی دانشجويان می کنند. براساس بررسی‌های صورت گرفته شش دانشگاه مادر و دولتی کشور شامل دانشگاه‌های صنعتی اصفهان، رازی کرمانشاه، علامه‌طباطبايی تهران، لرستان، بوعلی‌سينای همدان و قم در تمامی رشته‌های تحصيلی خود دختران و پسران را به طور مجزا پذيرش می کنند. براساس آمار سازمان سنجش آموزش کشور از مجموع يک‌ميليون و ۱۷‌هزار داوطلب شرکت‌کننده در آزمون کارشناسی‌ارشد سال ۹۱، ۵۰۹هزار و ۳۱۷ نفر زن و ۵۰۷‌هزار و ۱۶۹نفر مرد در آزمون ثبت‌نام کردند و تنها ۷۵۸‌هزار و ۱۳ داوطلب در جلسه آزمون حاضر شده و حدود ۳۰۷‌هزار داوطلب مجاز به انتخاب رشته شدند. براساس آمار‌های سال گذشته درصد قبولی پسران در زيرگروه فنی و مهندسی بيش از دختران و درصد قبولی دختران در زيرگروه علوم انسانی بيش از پسران است.

از سوی ديگر در زيرگروه علوم انسانی تمامی رشته‌های درسی در دانشگاه‌های علامه‌طباطبايی، بوعلی‌سينا همدان، رازی کرمانشاه و دانشگاه قم اقدام به پذيرش جنسيتی می کنند. دانشگاه علامه‌طباطبايی به عنوان خط مقدم طرح‌های بحث‌برانگيز وزارت علوم در چند سال اخير و اجرای طرح‌هايی همچون بازنشستگی استادان و تفکيک جنسيتی سهم بالايی در پذيرش جنسيتی در آزمون کارشناسی‌ارشد سال ۹۱ دارد. سهم تنها دانشگاه علوم انسانی کشور از مجموع ۱۴۶ رشته‌ای که قرار است پذيرش جنسيتی شود بيش از ۸۹ رشته است. ۸۹ رشته‌ای که در طول چند سال اخير بيش از پسران ميزبان دختران بوده است و در صورت اعمال اين سياست سهم دختران از کرسی‌های کارشناسی‌ارشد دانشگاه علامه‌طباطبايی را تا حد زيادی کاهش می دهد.

همچنين دانشگاه‌های رازی کرمانشاه با ۲۷ رشته، بوعلی‌سينای همدان با هشت رشته، دانشگاه قم با ۱۴ رشته، دانشگاه لرستان با هشت رشته در علوم انسانی گام‌های ديگر در پذيرش جنسيتی دانشجويان برداشته‌اند.از ديگر اقدامات دانشگاه علامه برای استقبال از ورودی‌های جديد سال ۹۱ می توان به حذف کامل رشته مطالعات فرهنگی نيز اشاره کرد.



مصطفی تاجزاده:بزرگترین انحراف در سیاست ایران جایگزینی نظامیان به جای احزاب و شخصیت های مستقل و منتقد است که رسوا کننده استبداد دینی است

به نظر من علت اين که به شکايت ما از کودتاچيان انتخاباتی که سردار مشفق برخی جزئيات آن کودتا را افشا کرد رسيدگی نمی شود، اين است که نمی خواهند ابعاد دخالت فرماندهان سپاه در انتخابات مشخص شود. به همين دليل بعيد می دانم سپاه رسما از آقای علی مطهری شکايت کند. زيرا اين اقدام مساوی با بازشدن پرونده های ديگر و توجه بيشتر افکار عمومی به اصل و ميزان دخالت نظاميان در انتخابات خواهد شد. 
خبرنگاران سبز/سیاست:
سيد مصطفی تاجزاده، عضو دربند و ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت ايران اسلامی که به تازگی در زندان دچار مشکل ديد چشم شده است و چشمان او تار می بينيد، در يادداشتی با اشاره به دخالت نظاميان در اداره کشور و انتخابات تاکيد می کند: علت اين که به شکايت ما از کودتاچيان انتخاباتی که سردار مشفق برخی جزئيات آن کودتا را افشا کرد رسيدگی نمی شود، اين است که نمی خواهند ابعاد دخالت فرماندهان سپاه در انتخابات مشخص شود.


به گزارش خبرنگاران سبز و به نقل از کلمه، معاون سياسی وزارت کشور دولت سيدمحمد خاتمی با تاکيد بر اينکه بعيد می دانم سپاه رسما از آقای علی مطهری شکايت کند، خاطرنشان می کند: اين اقدام مساوی با بازشدن پرونده های ديگر و توجه بيشتر افکار عمومی به اصل و ميزان دخالت نظاميان در انتخابات خواهد شد. در آن صورت بزرگترين انحراف در سياست ايران که جايگزينی نظاميان به جای احزاب و شخصيت های مستقل و منتقد است، بزرگترين گام به سوی استقرار استبداد دينی رسوا خواهد شد.

متن اين يادداشت به شرح زير است:

به نام خدا
از زمانی که شنيديم در جلسات خصوصی از روحانيون و سياستمداران در اداره کشور اظهار نااميدی می شود، روشن شد که به زودی چکمه پوشان در همه عرصه ها، به ويژه در سياست ورزی فعال خواهند شد و احزاب منتقد و منفعل منحل می شوند تا حزب پادگانی جايگزين آن گردد، بسيج به حزب سراسری تبديل و بسيج دانشجويی عملا تنها تشکل دانشجويی خواهد شد و انجمن های دانشجويی منتقد يکی پس از ديگری تعطيل خواهند گشت. فرماندهان سپاه در انتخابات فعال می شوند و نظارت استصوابی به نظارت استصوابی – نظامی بدل خواهد شد تا در نهايت، هم چون عصر استبداد، حکومت و جامعه، تک صدا و سياست ورزی يک نفره شود. اکنون فرماندهان نظامی، به نام ولايت، در اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و آموزش و ورزش و سياست حرف اول را می زنند.

ما مانده ايم که اين ننگ را کجا ببريم: در حالی که رژيمی که توسط مصطفی کمال پاشا، يک افسر نظامی در ترکيه، تأسيس شد، جهت گيری حرکتش از نظامی گری به سوی مدنيت و دموکراسی است و نظاميان در آن کشور به پادگان بازگشته اند، جمهوری اسلامی ايران به رهبری يک روحانی، به طرف نظامی گری و مقابله با حقوق اساسی ايرانيان و فراموشی کامل دو فصل سوم و پنجم قانون اساسی در حرکت است.

تفاوت دو کشور در حال حاضر در اين است که در ترکيه نظاميان مداخله گر در سياست در انتظار محاکمه به سر می برند و در ايران، به نام ولايت، معترضان به دخالت غيرقانونی و غيرعقلی نظاميان در سياست، محاکمه و محکوم می شوند. به نظر من علت اين که به شکايت ما از کودتاچيان انتخاباتی که سردار مشفق برخی جزئيات آن کودتا را افشا کرد رسيدگی نمی شود، اين است که نمی خواهند ابعاد دخالت فرماندهان سپاه در انتخابات مشخص شود. به همين دليل بعيد می دانم سپاه رسما از آقای علی مطهری شکايت کند. زيرا اين اقدام مساوی با بازشدن پرونده های ديگر و توجه بيشتر افکار عمومی به اصل و ميزان دخالت نظاميان در انتخابات خواهد شد. در آن صورت بزرگترين انحراف در سياست ايران که جايگزينی نظاميان به جای احزاب و شخصيت های مستقل و منتقد است، بزرگترين گام به سوی استقرار استبداد دينی رسوا خواهد شد.

به طور خلاصه، مادام که انتخابات گروگان فرماندهان سپاه است، اهميت درازمدت و پيشرفت همه جانبه کشور و رشد اخلاق و معنويت سرابی بيش نخواهد بود. راه نجات کشور آزاد شدن انتخابات و برچيده شدن نظارت استصوابی – نظامی است چرا که شعار انقلاب «ميزان رأی ملت است» بوده نه اين که «ميزان رأی يک نفر» باشد.


سيدمصطفی تاجزاده

از باران کوثری به برادران خودجوش : آرام بگیرید ! اسم شهيد آوينى را هم نياوريد. شما نه از هنر چيزى مى دانيد نه از مستند سازى نه از شهادت


دوستان عزيز
با شما هستم ! با شما كه اين روزها دنبال بهانه مى گرديد به خيابان بياييد و خودى نشان دهيد . با شماكه در به تخته مى خورد ، بر تكه كاغذى چيزى مى نويسيد و از اسم آدم هاى بزرگ هر طور بخواهيد استفاده مى كنيد . شمايى كه عاشق اين هستيد بقيه را بترسانيد . شما كه قانون نمى شناسيد و باورتان شده چون قدرت دستتان است هر كارى بخواهيد مى توانيد بكنيد . تقصيرى نداريد ! از شما چه انتظار ؟ وقتى ضعف مديريت به جايى رسيده كه از ترس شما فيلم ها را از پرده پايين مى كشند يا سالن فيلم هاى محبوب شما را به زور بليط هاى نيم بها و دانش آموزان و كارمندان پر مى كنند ، حق داريد باور كنيد مملكت فقط براى شماست .
آقايان
آرام بگيريد ! ما و خانه مان كارى به شما نداريم . امكانات و سرمايه و اكران و پروانه ساخت كه به ما نمى دهيد ! ما هم نمى خواهيم ! در اين سال ها خوب ياد گرفته ايم صورتمان را با سيلى سرخ نگه داريم . كسى از شما نپرسيده خانه سينما را مى خواهيد يا نه كه اين طور برآشفته ايد . اسم شهيد آوينى را نياوريد شما كه نه از هنر چيزى مى دانيد نه از مستند سازى نه از شهادت . به قانون احترام بگذاريد آقايان . اين قانون جمهورى اسلامى است . قانون نظامى است كه شما مدعى حفظ آن هستيد .
برادران ! شما را نه به آشتى ، كه به " آرامش " دعوت مى كنيم .

ملاقات آرش صادقی بعد از ۱۳۰ روز و اعلام اعتصاب غذا در حمایت از حسین رونقی


خبرنگاران سبز/جامعه:
پنجشنبه ۴ خرداد آرش صادقی فعال دانشجويی دانشگاه علامه موفق شد برای اولين بار با خانواده‌اش((پدر بزرگش)) ملاقات کند. اين ملاقات داخل بند ۲۰۹ و کمتر از حد معمول و در حد ۵ دقيقه و در حضور بازجوی انجام شده است.

به گزارش خبرنگاران سبز و به نقل از پدر بزرگ آرش، "سر آرش را تراشيده بودند و آرش هم بسيار لاغر شده  است، به گونه ای که تا لحظاتی آرش را نشناخته بود. آرش در اين ملاقات کوتاه به پدر بزرگ خود گفته است که طی تمام اين مدت در سلول انفرادی محبوس بوده است و برای اينکه گردش پرونده به جريان نيفتد بعد از يک دوره فشار شديد بازجويی هر ۲۰ روز يک بار بازجويی ميشود.

در پايان اين ملاقات آرش صادقی اعلام کرده که در حمايت ازحسين رونقی از روز چهارشنبه ۴ خرداد دست به اعتصاب غذا زده و تا رسيدن حسين به خواسته های بر حقش دست از اعتصاب غذا نخواهد کشيد.

حسين رونقی ملکی وبلاگ نويس در بند،اواخر هفته گذشته در اعتراض به وضعيت نامشخص خود و عدم صدور مرخصی استعلاجی و نيز مجوز درمان دست به اعتصاب غذا زد. وی که از نارسايی کليه بشدت در رنج است بطوريکه کليه چپ وی کاملا از کار افتاده و کليه راست وی نيز ۲۰ درصد تخريب شده است. پيشتر پدر اين زندانی سياسی گفته بود که “تعدادی از عوامل خود سر سپاه در صدد کشتن فرزندم هستند”.

گزارش سالانه عفو بين‌الملل: ادامه نقض گسترده حقوق بشر در ايران

خبرنگاران سبز/ایران-و-جهان:
سازمان غيردولتی عفو بين الملل، گزارش سالانه خود در زمينه نقض حقوق بشر در کشورهای مختلف را منتشر کرده و پيرامون ايران خاطرنشان ساخته است که طی سال ۲۰۱۱، "آزادی بيان، آزادی تشکل و گردهمايی به شدت محدود شد. مخالفان سياسی، فعالان حقوق زنان و اقليت ها و ديگر مدافعان حقوق بشر خودسرانه دستگير شدند، در انزوای کامل بازداشت شدند، پس از محاکمه های ناعادلانه زندانی و خروجشان از کشور ممنوع شد. شکنجه و بدرفتاری های ديگر رايج بود و با معافيت از مجازات انجام می شد. زنان و اقليت های دينی و قومی در عمل و قانون مورد تبعيض قرار داشتند. حداقل ۳۶۰ نفر اعدام شدند؛ تعداد واقعی گويا بسيار بيشتر بود. حداقل سه مجرم نوجوان در ميان اين عده بودند. شلاق و قطع عضو با حکم قضايی اجرا شد."

در سال ۲۰١١ دولت ايران به نقض حقوق شهروندان خود به صورت منظم و در يک مقياس تکان دهنده ادامه داد. دولت شهروندان را از حق خود برای پاسخگو قراردادن آن از طريق انتخابات آزاد و منصفانه محروم ساخت، به سرکوبی همۀ اشکال دگرانديشی دست زد و به اعدامهای بدون تشريفات قانونی، شکنجه و بازداشتهای خودسرانۀ فعالان سياسی، نوجوانان، اقليت ها، روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و هنرمندان مبادرت ورزيد .


پس از برگزاری انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۹ در ميان اعتراضات گسترده و به گونه ای که از نظر ناظران نه آزاد و نه منصفانه بود، دولت در ۲۰١١ اعلام کرد کسانی که با نتايج انتخابات مخالف کنند، "مستحق مرگ" هستند.

در ماه فوريه دولت ايران ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، رهبران مخالف را تحت بازداشت خانگی قرار داد. آنها پس از اين که خواستار تظاهرات مسالمت آميز در پشتيبانی از قيام های مردمی در مصر و تونس شدند، تحت بازداشت قرار گرفتند و از هنگام توقيفشان تا حدودی در حالت عدم ارتباط با دنيای خارج نگهداشته شده اند. آنها تماسهای محدودی با خانواده های خود داشته اند، و طی مدت حبس خانگی به آنها تنها برای ده دقيقه اجازۀ بيرون آمدن داده شده است. آن دو بدون اقامۀ هيچ اتهامی همچنان در بازداشت خانگی به سر می برند.
در ١۴ فوریۀ نيروهای امنيتی صانع ژاله و محمد مختاری، دو دانشجوی دانشگاه را هنگام تظاهرات مسالمت آميز در پشتيبانی از اعتراضات ضد دولتی در تونس و مصر به قتل رساندند. به قرار گزارش، هر دو نفر به وسيلۀ مردان موتور سوار، که از مشخصه های بارز شبه نظاميان بسيجی است، هدف گلوله قرار گرفتند.
دولت همچنين به طرز روز افزونی آزادی های مدنی را، از جمله با سانسور رسانه ها و اينترنت، اِعمال محدوديت بر آزادی بيان و تجمع و بازداشت هرکسی که تصور می شد منتقد نظام است (شامل اقليت های مذهبی، قومی و دگرباشان جنسی)، محدود ساخت. نيروهای امنيتی جلسات ملاقات، رفت و آمدها و ارتباطات اعضای وابسته به گروه های مخالف، اصلاح طلبان و مدافعان حقوق بشر را زير نظر داشتند.
برای مثال در ۹ ژانويه، يک دادگاه انقلابی نسرين ستوده، وکيل مدافع برجستۀ حقوق بشر و فعالان حقوق زن را به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی" و "تبليغات عليه نظام"، تنها به اين سبب که وکالت دوتن از معترضان هوادار دموکراسی را در جريان خيزش ۲۰۰۹ به عهده گرفته بود، محکوم ساخت. دادگاه برای او حکم ١١ سال زندان و ۲۰ سال محروميت از مسافرت صادر کرد.
در ۲۰١١ ، شکنجه در زندانهای ايران يک امر رايج و مزمن بود. روشهای معمول شکنجه، حبس دراز مدت در سلولهای انفرادی همراه با محروميت شديد حسی، کتک زدن، تجاوز به عنف و تحقير جنسی را شامل می شد. بنا به آنچه گزارش شده، مرتکبان اين شکنجه ها زندانيان را پيش از شلاق زدن خيس می کردند و به آلت تناسلی آنها شُک برقی می دادند. زندانيان رنجهای شديدی را، مشتمل بر زندان انفرادی با قرارگرفتن در وضعيت های ناراحت، ضربات لگد با چکمه های نظامی، کشيدن ناخن پا، آويخته شدن از دست يا پا طی يک مدت طولانی، متحمل شدند. رژيم همچنين از اعدامهای ساختگی استفاده می کرد.
در ۲٣ سپتامبر، احمد شهيد، گزارشگر ويژۀ حقوق بشر در ايران با انتشار گزارش خود، به شکل خاصی از نحوۀ رفتار بازندانيان سياسی درايران ابراز نگرانی کرد.
بنا به اظهار مرکز اسناد حقوق بشر ايران، در سال ۲۰١١ دولت ۶۵۹ نفر را اعدام کرد که اين تعداد اعدامهای دسته جمعی، پنهانی و بدون تشريفات قانونی را نيز شامل می شد. دولت همچنين به اعدام افراد زير سن قانونی مبادرت ورزيد. از جملۀ "جنايات" نسبت داده شده به اعدام شدگان می توان به "اهانت" به دولت و رهبران آن اشاره کرد.
تشريفات قانونی غالبا رعايت نمی شد. مأموران لباس شخص بدون اعلام قبلی وارد خانه ها و دفترهای کار می شدند و بدون داشتن مجوز يا دادن اطمينانهای ديگر از نظر رعايت تشريفات قانونی، مدارک شخصی، گذرنامه ها و کامپيوتر ها را مصادره و افراد را دستگير می کردند. افراد توقيف شده –شامل زندانيان سياسی، وکلای دعاوی، زندانيان عقيدتی، سران گروه های مخالف، فعالان دانشجويی، مدافعان حقوق بشر، و دگرباشان جنسی، افراد وابسته به اقليتهای مذهبی و قومی- در معرض بدرفتاری قرار می گرفتند، بدون اقامۀ اتهام بازداشت می شدند و آنها را در حالت قطع ارتباط با دنيای خارج نگه می داشتند.
ايران همچنين به گونه ای مستمر بسياری از گروه های اقليت، شامل اقليت های قومی و مذهبی و دگرباشان جنسی را سرکوب کرده است.
تبعيض قومی: دولت به طرز غير متعادلی گروه های اقليت مشتمل بر کردها، آذری ها، بلوچ ها را به منظور توقيف خودسرانه، بازداشت دراز مدت و بدرفتاری جسمی هدف قرار می داد. به عنوان مثال، طی دورۀ شش ماهۀ بين ۲١ مارس تا ۲١ سپتامبر، بيش از ٣۲۰ تن از فعالان فرهنگی، سياسی و حقوق زنان در استانهای آذری بازداشت شدند.
تبعيض مذهبی: رژيم به طرز مستمری اعضای کيش بهايی را از دسترسی به حقوق بازنشستگی و توارث محروم ساخت و افزوده بر اين، به عمليات شديد ايذايی عليه بهاييان و از ميان بردن دارايی و تخريب گورستانهای آنها ادامه داد.
دگرباشان جنسی: طبق قوانين ايران آميزش جنسی بين افراد همجنس ممنوع است و يک مرد ممکن است به خاطر اعمال مشخصی در معرض اعدام قرار گيرد. نيروهای امنيتی از قوانين تبعيض آميز برای دستگيری و بازداشت افرادی که تصور همجنس گرايی در بارۀ آنها می رفت، شامل محاکمات بدون تشريفات قانونی و مجازات خودسرانه، بهره می گرفتند.
برای نمونه، در ۴ سپتامبر، مقامات دولت در زندان کارون واقع در استان اهواز، سه نفر را که به ارتکاب هم جنس بازی محکوم شده بودند از طريق حلق آويز اعدام کردند. اين نخستين موردی بود که هم جنس بازی، بدون اين که با ديگر اعمال مجرمانه همراه باشد، به عنوان اتهام ارائه شده برای اعدام اعلام گرديد.
با توجه با اين پيشينۀ وحشتناک ، ايالات متحده با شديد ترين لحن ممکن موارد جاری نقض حقوق بشر را درايران محکوم می کند و دولت ايران را به احترام به کنوانسيونهای بين المللی که خود از اعضای آنها است فرا می خواند.

اعتراض اینترنتی حزب الله به توهین به امام دهم شیعیان :تعطیلی سایت‌ها درشب شهادت امام نقی!

خبرنگاران سبز/سیاست:
معاون فرهنگی هيات رزمندگان اسلام گفت: همزمان با شب شهادت امام هادی (ع) - چهارم خردادماه - تمامی پايگاه های اينترنتی به مدت ۱۰ دقيقه در ايران از دسترس کاربران خارج شده و زيارت جامعه کبيره پخش خواهد شد.این اقدام ایذایی حزب الله در مقابل پخش آخرین ترانه شاهین نجفی که در آن مشکلات جامعه به امام دهم شیعیان با سبک رپ روایت شده بود صورت گرفته خواهد شد.


'محمد قهرمانی' در گفت و گو با خبرنگار معارف ايرنا افزود: بر اساس پيش بينی های انجام شده پايگاه اينترنتی به نشانی www.dahomin.ir طراحی شده که در شب شهادت دهمين امام شيعيان روی تمامی پايگاه های ايرانی قابل مشاهده است.

وی ادامه داد: کاربران پس از انتخاب اين لينک ابتدا روايتی از امام هادی (ع) را مشاهده کرده و سپس در ساعت ۲۲ همزمان با شب شهادت اين امام بزرگوار نوای زيارت جامعه کبيره پخش می شود.

معاون فرهنگی هيات رزمندگان اسلام با بيان اينکه اين اقدام در پاسخ به اهانت خواننده وابسته به رژيم صهيونيستی به ساحت مقدس امام هادی (ع) صورت می گيرد، افزود: همچنين مراسم عزاداری شهادت دهمين امام شيعيان به همت هيات رزمندگان اسلام در سراسر کشور برگزار خواهد شد.

قهرمانی يادآورشد که در تهران نيز اين مراسم در شب و شام غريبان شهادت امام هادی (ع) بعد از نماز مغرب و عشا در امامزاده سيد جعفر و حميده خاتون واقع در باغ فيض برگزار می شود.

وی توضيح داد: در شب اول اين مراسم حجت الاسلام و المسلمين 'مصطفی ميرلوحی' به ايراد سخن پرداخته و دعای کميل توسط 'مرتضی طاهری' مداح اهل بيت عليهم السلام قرائت می شود.

قهرمانی افزود: همچنين شام غريبان شهادت امام هادی (ع) نيز با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمين 'مرتضی وافی' همراه خواهد بود و زيارت جامعه کبيره نيز توسط وی قرائت می شود.

درونت خراب است چرا که تنها برون را بنگری ای خیره سر


 آه از شما خیره سران که خود را مسلمان دیگران را کافر می پندارید
ای چاکر کافرپیشه: تو خود بنده ما را زما کرده ای جدا
 تو برای وصل کردن آمدی نی برای فصل کردن آمدی 
درونت خراب است چرا که تنها برون را بنگری ای خیره سر

حواشی مراسم دوم خرداد در دفتر سید محمدخاتمی


خبرنگاران سبز/جامعه: 
همه ساله بزرگداشت دوم خرداد در روزهای واپسين ارديبهشت برگزار می شود تا خبر آن روز اول خرداد منتشر شود. امسال هم اين نشست در ۳۰ ارديبهشت برگزار شد که البته با برخی حواشی همراه بود.

حاشيه هايی همچون انتشار نقل قولی مبنی بر اظهار پشيمانی خاتمی از رای دادنش در ۱۲ اسفند که بعد از آن منابع نزديک به خاتمی آن نقل قول را حاصل "برداشت اشتباه يکی از حاضران" خواندند و انتشار آن سبب شد که خبر رسمی ديدار زودتر از هميشه منتشر شود.

اين ديدار را برگزارکنندگان بنا داشتند تا در فضای باز و حياط مصفای دفتر خاتمی برگزار کنند. ولی تعداد بالای شرکت کنندگان و کمبود صندلی آنها را به نمازخانه و سالن اجتماعات هميشگی اين دفتر رهنمون کرد.

در ابتدای جلسه تعدادی از هنرمندان بازيگر که در همان حوالی فيلمبرداری داشتند آمدند و خاتمی را در حد سلام و عليک و خوش و بش کوتاهی ديدند و رفتند ولی بقيه افراد که حدود ۱۰۰ نفر می شدند تا پايان جلسه باقی ماندند.

اين ديدار با صحبت های تعدادی از جوانان آغاز شد. جوانانی که از قبل برای سخن گفتن وقت گرفته بودند و تلاش شده بود از طيف های مختلفی انتخاب شوند.

همان طور که انتظار می رفت بحث ها اغلب به رای دادن خاتمی در ۱۲ اسفند معطوف بود. برخی مانند طيفی از زندانيان دستگير شده در راهپيمايی ها که اکنون آزاد شده اند، غير رسمی و غير سياسی تر از بقيه، خيلی صريح خاتمی را مورد انتقاد قرار دادند. برخی مانند نماينده شاخه جوانان حزب اعتماد ملی با ملاحظه بيشتر اين انتقادات را کردند، عده ای ديگر هم در موافقت با مشارکت خاتمی در انتخابات سخن گفتند.

شايد فراز برجسته اين گفت و گو، جايی بود که همسر يکی از زندانيان سياسی در انتهای سخنان خاتمی باز به موضوع مشارکت او در انتخابات پرداخت ولی از موضعی متفاوت. او به خاتمی گفت منتی نه او و نه همسرش به خاطر هزينه هايی که می پردازند بر سر هيچ کس ندارند و اين راهی است که خود انتخاب کرده اند.

اين سخنان خاتمی را آنچنان منقلب کرد تا سه بار پياپی بگويد شما و همسرتان خيلی بزرگيد.

اين عضو خانواده زندانيان سياسی در ادامه گفت که البته ما با رای دادن شما مخالفيم ولی خود را اصلاح طلب می دانيم. اصلاح طلبی می تواند روش های مختلفی داشته باشد و ما در اين انتخابات اين شيوه را ترجيح داديم. نکته ای که خاتمی هم با اشتياق تاييد کرد و گفت حتی تحريم هم به معنای براندازی نيست چه رسد به استفاده از حق رای دادن يا استفاده نکردن از آن. گويی آنجا آبی بر آتش بحث ها ريخته شد.

از ديگر مباحثی که جوانان مطرح کردند بحث فرهنگی و مشکلات ناشران بود.

همچنين تعدادی از حاضران درباره ضرورت فعال تر بودن خاتمی بعد از مشارکتش در انتخابات و بهره گيری او از ظرفيت های ايجاد شده بود. يکی از جوانانی که از اصفهان آمده بود با لحجه شيرين اصفهانی اش و با شوخ طبعی گفت: ما که توجيه نبوديم شما برای چه رای داديد اما چون خودتان را دوست داشتيم حمايت کرديم و البته بعدا که بحث های پيرامون آن را ديديم، موافق آن شديم.

خاتمی علاوه بر مطالبی که رسما از سوی دفترش اعلام شد، نکات ديگری هم درجريان گفتگو با جوانان حاضر در جلسه مطرح کرد. از جمله اينکه گفت، درباره مشارکتش در انتخابات معامله ای نکرده بود ولی انتظار داشت بعد از انتخابات گشايش هايی شود درحالی که وضع بدتر شده و سخت گيری ها بيشتر شد.

او در اين باره به تشديد شرايط حصر مهندس موسوی و اجرای حکم زنان از جمله نرگس محمدی با شرايط ناگوار جسمانی اش اشاره کرد. خاتمی همچنين درباره شيوه تبيين موضعش در روزهای قبل از انتخابات، خود به نقد پرداخت و گفت متاسفانه از دو سمت ما را به موقعيت تحريم که برنامه ما نبود هل می دادند. يکی نيروهای اپوزيسيون نظام در خارج و ديگری تندروهای داخلی جريان حاکم و يکی از دلايل رای دادنش بر هم زدن همين تحميل بود.

خاتمی از ضرورت باز نگه داشتن روزنه های اصلاح طلبی گفت ولی افزود که عدم تبيين مناسب موضع در پيش از انتخابات، باعث جريحه دار شدن احساسات و وارد شدن شوک به اصلاح طلبان در جامعه شد و از اين بابت انتقادها را تاييد کرد.



خاتمی همچنين در انتهای سخنانش و در پی بحث ارائه شده از سوی همسر جوان يکی از زندانيان سياسی که به آن اشاره شد، تاکيد کرد که بايد مراقب بود پس از انتخابات اخير مجلس، نيروها با بحث هايی که تحت عنوان کاذب دوگانه جنبش سبز و اصلاح طلب می شود، دچار تفرقه نشده و انسجام نيروها حفظ شود.

از ديگر حواشی اين جلسه می توان به نکات زير اشاره کرد:

- رئيس شاخه جوانان حزب اعتمادملی در ابتدای صحبت هايش خطاب به خاتمی گفت: اقای خاتمی ما با کوله باری از گلايه خدمت رسيدم. اما کيکی که دوستان تدارک ديدند، لبخند شما و انتقادهای دوستان ما را از گفتن برخی از آن گلايه ها منصرف کرد.

-کيکی به مناسبت پانزدهمين سالگرد دوم خرداد تهيه شده بود که توسط همسر يکی از جوانان زندانی و سوده سليمانی، دختر دکتر داوود سليمانی بريده شد.

- با پايان برنامه، نماز جماعت به امامت آقای خاتمی اقامه شد.

- خاتمی با لغو برنامه بعدی خود برای صرف ناهار در بين ميهمانانش ماند. فرصتی که مغتنم بود برای عکس های يادگاری و بيان دغدغه ها و بحث های خودمانی تر با خاتمی.

- در حاشيه ديدار لوحی که خطاب به فرزندان شهيد جهان آرا در پاسداشت حماسه سوم خرداد تهيه شده بود توسط ۳۰ تن از جوانان حاضر از طيف های مختلف به مناسبت سی امين سالگرد آزادی خرمشهر امضا شد که به دليل عدم حضور فرزندان شهيد در تهران، اين لوح به نمايندگی از جوانان به همراه يک جلد ديوان حافظ، توسط خاتمی به خواهر شهيد اهدا شد.

متن اين لوح به اين شرح بود:

جهان آرا نامی ست که از خاطره نسل ما محو نمی شود. آنها که با جنگ هيچ نسبتی ندارند هم، نام محمد جهان آرا سرشارشان می کند از ارادت و فروتنی و هنگام شنيدن آن سرود که مزين به نام او و ماندگارترين ترانه نسل های جنگ است تمام قد می ايستند.

خرداد برای نسل ما معنای شکوهمندی دارد و شکوه نخستين و جاودانه اش، اگرچه ثبت شده به نام روزی که خرمشهر آزاد شد، اما گره خورده با نام جهان آرا.

هم نسلان ما محمد جهان آرا را شنيده اند اما خونش در رگ های شما در جريان است و به همين بهانه است که ما که دستمان از آستان او کوتاه مانده همه ارادت و فروتنی و عشقمان را به او و همرزمان شهيدش به نمايندگی از آنها به شما تقديم می کنيم.

پيام ما را به او برسانيد. پيام بچه های نسل جنگ را که حالا جوان شده اند و جوانی شان را نذر سرزمينشان و آرمانهای شهيدانی همچون او کرده اند. پيام عشق و هم پيمانی ما را به او برسانيد. اما نگوييد که دست های ما خالی ست و بسته؛ و نگوييد که خرمشهر هنوز نيمه ويران است. با او از عشق های ما بگوييد که بلند است و بر گستره ايران سايه افکنده و در هيچ بندی نمی ميرد.

و از او بخواهيد برای ما دعا کند؛ برای ما، برای آزادگان دربندمان، برای ايران و برای خرمشهر؛ برای ايمان مان، برای عشق مان و برای آرزويی که ميراث اوست برای ما. آروزی سربلندی، پرآوازگی، آبادی و جاودانگی سرزمين مان ايران.

جمعی از جوانان اصلاح طلب



متن ذيل يادداشت کوتاهی از پرستو سرمدی، روزنامه نگار و از جوانان اصلاح طلب است که در اين جلسه حاضر بود.

خانم سرمدی اين يادداشت را برای خاتمی به رشته تحرير درآورده است

روزهای خوبم را به يادم نيار..../ برای خاتمی

پرستو سرمدی

سکوت کرده‌ام تا فقط بشنومش، تا سيراب شم از ديدنش، تا تکليفم را با خودم روشن کنم، آيا واقعا آن طور که برخی می‌گويند تاييدش می‌کنم تا دلم آرام گيرد، که ۱۵ سال است به دوست داشتنش عادت کرده؟

سکوت کرده‌ام تا بشنومش تا بفهمم چرا انقدر دلم گرفته، سخن که می‌گويد دلم بيشتر می‌گيرد، آيا لازم است که از تاثيرات عملکردش بگويد؟ مگر من فراموش کرده‌ام که بايد بگويد؟ ۱۵ ساله بودم که آمد و همه برنامه‌های زندگيم بعد از آن تغيير کرد. رشته تحصيلی‌ام، شغلم، دوستانم، حال و هوای زندگيم همگی با آمدنش تغيير کرد.

روزهای دانشگاه و تحصيل در رشته‌ای که قرار نبود بخوانمش و مادرم راضی نبود، روزهای تلاش برای سهم داشتن در تغييری که می‌ديدم سرزمينم را فرا گرفته، روزهای بزرگ شدن، روزهای ديدن بهترين فيلم‌هايی که مجال ساخته شدن يافتند، خواندن بهترين کتابهايی که پيش از اين نمی‌توانستند منتشر شوند، روزهای شکوفايی روزنامه‌ها و عطش من برای خواندشان و فهميدن آنچه که او می‌گفت، روزهايی که اگر نبودند الان هيچ کدام‌مان روزنامه‌نگار نبوديم، روزهايی که می‌شنيدم به سربازی می‌روند تا در دوره او خدمت کنند، می‌ديدم که همو‌طنانم در غربت بعد از سال‌ها سرشان را بالا می‌گيرند....

چه می‌گويد؟ بهترين روزهای زندگيم را لازم نيست يادآوری کند...

نگاهش می‌کنم و دلم می‌گيرد از پير شدن او، يا به انتها رسيدن جوانی‌ام يا به باد رفتن روياهای سبزمان...، نمی‌دانم؟

می‌دانم که درست می‌گويد و دلم می‌گيرد، می‌شنومش: ۱۵۰ سال برای آزادی تلاش کرده‌ايم و هميشه شکست خورده‌ايم. ذهنمان استبداد زده است و تغيير آن زمان می‌برد... می‌شنومش: گفتند مصدق می‌خواهد کمونيست‌ها را حاکم کند، روحانی‌ها ترسيدند با شاه همراه شدن و نگذاشتند کار کند... می‌شنومش: در زمان من هم گفنند آزادی که می‌گويد يعنی فساد و مذهبی‌ها را ترساندند.... می‌شنومش: نمی‌شود اين قشر سنتی را ناديده گرفت.... می‌شنومش: می‌خواهند بين جنبش سبز و اصلاحات افتراق ايجاد کنند... می‌شنومش: مهسا آمد اينجا، گفت مسعود می‌گويد از رای دادنت ناراحت نباشم و گريه ‌کرد...

دلم می‌خواهد مثل مهسا گريه کنم يا برای مهسا نمی‌دانم؟ و می‌خواهد اين لحظه را ثبت کند در ذهنم.. روبه رويم نشسته با‌‌ همان عبای شکلاتی، با محاسنی که سفيد شدند، با لبخندی که حالا به تلخی می‌زند.. روبه رويم نشسته بعد از ۱۵ سال که در زندگيم حضور مداوم داشته، چه کسی بيش از او بر آنچه که شده‌ام تاثير داشته؟ نمی‌دانم....آيا به اندازه

یک زندانی سیاسی دیگر در زندان رجایی شهر درگذشت

خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
وضعيت حقوق بشر ايران روز به روز به روزهای بغرنج و دهشتناکی ورود پيدا می کند.در اين کشور روزی را نمی شود به شب کرد که خبر از اعدام، بازداشت، شکنجه و متاسفانه مرگ زندانيان سياسی در بازداشتگاه های مخوف جمهوری اسلامی شنيده نشود.

از اعدام های مخفيانه و متعدد تا برخورد ناشايست و و زشت قاضی، بازجو، ضابطين قضایی و ماموران امنيتی که با متهمان و خانواده های آنها برخلاف شرع و قانون رفتار می شود.

نوع آزادی زندانيان سياسی-عقيدتی-کارگری و دانشجویی نيز در مدل جدید دادرسی جمهوری اسلامی به نوبه خود منحصر به فرد است بطوريکه فی المثال زندانی امروز آزاد می شود روز يا ماه بعد با اتهامات جديد و متوهمانه به سلول انفرادی ارجاع داده می شود. به دليل نبود قانون مستقل و بازدارنده بازجو و قاضی حتی مانع رسيدگی سريع به وضعيت جسمی و روحی زندانی می شود که بارها اهمال و سهل انگاری پرنسل زندان و دادگستری باعث مرگ فرد بازداشت شده شده است که می توان به اکبر محمدی، اميرحسين اميرساران، اميدرضاصيافی ( وبلاگ نويس )، هدی صابر، محسن دکمه چی زندانی سياسی اشاره کرد که دیروز نيز طبق تازه ترين اين نمونه ها منصور رادپور زندانی سياسی محبوس در زندان رجايی شهر کرج همانند محسن دگمه چی در اين زندان به علت سکته مغزی در گذشت و پزشکان در معاينات اوليه علت مرگ وی را سکته مغزی عنوان نمودند.

به گزارش خبرنگاران سبز از ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، دیروز ساعت ۸ شب منصور رادپور در حالی که صورت، گردن و پاهايش سياه شده بود درگذشت. وی در تمام مدت از بيماريهايی همچون نوسان فشار خون، نارسايی کليه و ناراحتی شديد قلبی رنج ميبرد و مسئولين زندان حاضر به رسيدگی پزشکی در مورد وی نبودند. پزشکان زندان در معاينات اوليه جسد، تشخيص دادند که وی بر اثر سکته مغزی درگذشته است. هنگامی که جسد منصور رادپور به بهداری زندان منتقل ميشود صورت، گردن و پاهای وی کاملا سياه شده بود.

وی در تمام مدت بازداشت از نارسايی شديد کليه و دردهای مزمن آن رنج ميبرد. همچنين از مشکلات شديد قلبی و نوسان فشار خون از ديگر ناراحتی های جسمی اين زندانی سياسی بود که هيچ گاه مسئولين زندان حاضر به فرستادن وی به بيمارستان نشدند. منصور رادپور طی چند هفته گذشته بارها دچار حالت تهوع شده بود و با اين حال پزشکان بهداری حتی حاضر نشدند وی را در بهداری بستری نمايند.

منصور رادپور بارها تقاضای ملاقات با فرزندانش را داده بود که هميشه با مخالفت مسئولين زندان روبرو شده بود.

منصور راد پور شهروند کرجی ۴۱ ساله به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين خلق ايران در ۲۷ ارديبهشت ماه ۱۳۸۶ در جاده چالوس دستگير شد و سپس بمدت ۲۵ روز در خانه های امن وزارت اطلاعات زندانی بود. در اين مدت در اثر ضرب و شتم ماموران وزارت اطلاعات کتف و دنده های وی بشدت صدمه ديده و به سختی نفس می کشيد و از درمانهای اوليه در زمان بازداشت نيز محروم بود.

اين زندانی سياسی که به اتهام «اقدام عليه امنيت کشوراز طريق همکاری با سازمان مجاهدين خلق» دستگير شده بود ابتدا به سه سال حبس در دادگاه انقلاب کرج و پس از اتمام محکوميت مجددا به ۵ سال حبس ديگر محکوم شد.


پایان اعتصاب غذای اعتراضی محمدرضا معتمدنیا پس از ۴۲ روز

خبرنگاران سبز/سیاست:
 مرا باتوعهدیست جانان من. محمدرضا معتمدنيا، زندانی سياسی که از فروردين ماه امسال در اعتراض به حبس ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و زهرا رهنورد دست به اعتصاب غذا زده بود، پس از دريافت پيام ميرحسين به اعتصاب نامحدود خود پايان داد.

به گزارش خبرنگار کلمه، عليرغم اينکه درخواست ميرحسين موسوی برای پايان اين اعتصاب روز چهارشنبه منتشر شده بود، محمدرضا معتمدنيا روز شنبه از آن با خبر شد.

بر اساس گفته های همبنديان، اين جوانمرد پير در فضايی خاص که حاصل ۴۲ روز اعتصاب بود و با پيامی که اکنون در دستان اين مبارز بود، گريست و با ارسال پيامی به مردم به اعتصاب غذای خود پايان داد.

در بخشی از اين پيام ضمن تشکر از همه ی پيگيری ها و ابراز محبت ها آمده است: موقتا تا برآورده شدن خواسته هايم از ساعت ۱۴:۳۰ دقيقه ۱۳۹۱/۲/۳۰ پس از ۴۲ روز اعتصاب تر و خشک به اعتصاب خود خاتمه می دهم. بديهی است در صورتيکه در آينده به درخواستم توجهی نشود مجبور خواهم شد اعتصابم را تجديد کنم تا اين جسم نحيف و ناقابلم را در راه آرمان های انقلاب اسلامی و شهدای مظلومش تقديم به خاک پای مردم خوب کشورم نمايم.

مشاور شهيدان باهنر و رجايی تاکيد کرده که اين اقدام اعتراضی را تنها راه ممکن برای نشان دادن اعتراض به مظلوميت رهبران و قربانيان و شهدای جنبش سبز در فضای ارعاب و خفقان و انحصار رسانه ای کنونی می ديده است. او از مسئولان خواسته است به جای دلسوزی برای فقر و تنگدستی مردم آمريکا و اروپا، به فکر مظلوميت مردم کشور خود باشند که حقوقشان پايمال می شود و هيچ دستاويزی برای احقاق حقوق از دست رفته شان نمی يابند.

متن کامل اين نامه که در اختيار کلمه قرار گرفته به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَخْشَ اللَّهَ وَیَتَّقْهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ (النور ۵۲)

کسانيکه از خداوند و پيامبر او اطاعت کنند و در مقابل خداوند خاضع باشند و و از وی پروا کنند، اينانند که کاميابند.

اينجانب از حدود ۴۲ روز پيش که مبادرت به اعتصاب غذای اعتراضی نمودم و بر اين باور و ايمان بودم و هستم که با حکم شرع و اخلاق نمی توان و نبايد در برابر ظلم و ستم و پايمال شدن حقوق حقه مردم سکوت کرد و در قبال آن بی تفاوت بود.

ميهن عزيز و بزرگ ما طی دهه های گذشته پيوسته شاهد از خود گذشتگی و ايثار ملتی بوده که برای تثبيت و تداوم بنيان های استبداد ستيز انقلاب مقدس اسلامی، صدها هزار شهيد و جانباز والامقام را در طبق اخلاص تقديم نموده است، از اين رو فرزندان اين سرزمين به خود اجازه سکوت در برابر انحراف را از مهم ترين مطالبات صدر انقلاب يعنی استقلال و آزادی و حاکميت جمهور مردم را نخواهد داد.

بارها شاهد بوده ايم که فرزندان بيدار دل و هشيار ملت ما به آقايان بر اساس رهنمودهای قرآن و عترت، هشدار داده اند که پيش از دلسوزی برای مظلوميت مردم بحرين، فلسطين، سوريه …. و اظهار نگرانی برای فقر و تنگدستی مردم آمريکا و اروپا با صدای مظلوميت و ياری خواستن مردم کشور خود را بشنويد که روزانه حقوق تصريح شده شان در قانون اساسی، پايمال می شود و هيج دستاويزی را نيز برای احقاق حقوق از دست رفته شان نمی يابند.

در تاريخ اسلام پيوسته شاهد حضور مذبذبان و سخنوران و قلم بدستان منحرف و مزدور بوده ايم که در توجيه و پايمال شدن حق مظلوم و مسند نشينی نا بجای ظالم ترکتازی کرده و اينگونه استبداد را بر سرنوشت عمومی يک ملت حاکم نموده اند به همين گونه بود که حسين بن علی نيز برای بازشناسی سيره جدش رسول الله و شناساندن آن از پس انبوهی از جعليات ارتجاعی اموی، خون خود و ياران را نثار و خاندانش را دستخوش اسارت کرد تا خط سرخ او ميزان و فرقانی باشد برای تفکيک حق از باطل.

اکنون بر همه ما فرض است که چه از درون زندان و چه برون از آن، که خود زندانی است بزرگتر، فرياد مظلوميت رهبران دلير، شجاع و در بند جنبش سبز را بگوش همه برسانيم.

جنبش سبز هرگز نمی تواند يادگار همت ها، باکری ها يعنی نخست وزير حضرت امام جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی و همسر شجاع و دانشمندش سرکار خانم زهرا رهنورد و ابوذر زمان روحانی مبارز جناب آقای کروبی را به فراموشی بسپارد و از خواسته های اساسی خود يعنی آزادی رهبران سبز خود چشم پوشی کند اينجانب با توجه به اسارت و محدوديت های خود دست به اعتصاب غذا نمودم تا از اين راه صدای اعتراضی خود و مظلوميت رهبران و قربانيان و شهدای جنبش سبز را بگوش همه مردم بيدار بخصوص جوانان کشور بزرگ ايران برسانم.

بديهی است که در فضای ارعاب و خفقان و انحصار رسانه ای و محدوديت های زندان، همه راه های اعتراضی ديگر مسدود و بسته است.

اينجانب ضمن تشکر و قدردانی از مبارز نستوه و فخر عالم تشيع حضرت آيت الله العظمی يوسف صانعی و سرباز شجاع روح الله جناب آقای موسوی و همسر باوفا و دانشمندش سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد و خانواده محترم روحانی مبارز و شجاع جناب آقای کروبی و کليه دوستان و فرزندان و هم بنديان ۳۵۰ زندان اوين و ساير زندانها فرزندان و عزيزان در داخل و خارج که مرا مورد تفقد قرار داده و نسبت به وضع سلامتی من ابراز نگرانی کرده و خواستار شکستن اين اعتصاب شده اند، بدينوسيله به اطلاع ميرساند موقتا تا برآورده شدن خواسته هايم از ساعت ۱۴:۳۰ دقيقه ۱۳۹۱/۲/۳۰ پس از ۴۲ روز اعتصاب تر و خشک به اعتصاب خود خاتمه می دهم.

بديهی است در صورتيکه در آينده به درخواستم توجهی نشود مجبور خواهم شد اعتصابم را تجديد کنم تا اين جسم نحيف و ناقابلم را در راه آرمان های انقلاب اسلامی و شهدای مظلومش تقديم به خاک پای مردم خوب کشورم نمايم.

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُکِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِیَ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدَی فَلَن یَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا (الکهف ۵۷)

خداوند می فرمايد: چه کسی ستمکارتر از کسی ست که به آيات پروردگارش هم که او پند می دهی روی بر می گرداند و کار و کردار پيشين خود را فراموش کند، ما بر دلهايشان پرده کشيديم که آنها در نيابند و در گوشهايشان سنگينی نهاده ايم و اگر ايشان را به سوی هدايت فراخوانی، هرگز و تحت هيچ شرايطی راه نخواهند يافت.

يا حسين مير حسين

محمدرضا معتمدنيا 


درسالگرد دوم خرداد مطرح شد؛ سید محمد خاتمی: آزادی خواهی شعار مهم ماست / هر گونه تفاهم و توافقی با حفظ اصول، اساسا اشکالی ندارد

بايد خود اصلاحات را هم آسيب شناسی کنيم. آزادی خواهی شعار مهم ما در دوم خرداد بود، همينطور شعار آقايان موسوی و کروبی. اما آزادی به معنای ولنگاری نيست، بی قانونی به معنای آزادی نيست. البته وقتی از يک فضای بسته به فضای باز می رويم، افراط و تفريط می شود. حکومت بايد مايه بگذارد و افراط و تفريطها را تحمل کند تا جامعه آزادی را بياموزد.
خبرنگاران سبز/سیاست:
روز گذشته سيدمحمدخاتمی به مناسبت سالگرد دوم خرداد و سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر ملاقاتی با تعدادی از حاضران که از قبل هماهنگ شده بودند، جلسه ای دوستانه و البته چالش انگيز برگزار کرد.
در اين ديدار که با انتقاد جمعی از جوانان اصلاح طلب از اقدام اخير رييس دولت اصلاحات برای حضور در انتخابات دهم اسفند ۹۰ که باعث شوک دوستان قديم و ديگر بخش هايی از جامعه شده بود اغلب مباحث مطرح شده حول محور بازخورد تحريم جمعی انتخابات گذشته مجلس و ترديد و پرسش در مورد برنامه اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری در سال آينده صورت گرفت .

به گزارش خبرنگاران سبز ، سيد محد خاتمی در ابتدای این جلسه، با صراحت با اين مضمون اعلام کردند که «ما از نظام عبور نکرده ايم، خود را در نظام می دانيم. چنانچه کسانی عبور کرده اند و به دنبال براندازی هستند، - همانطور  که از برخی سخنان برمی آيد - بدانند که آب در هاون کوبيدن است». اين سخنان رييس جمهور سابق کشورمان را می توان در پاسخ به اتهامات و جارو جنجالی دانست که رسانه های حامی دولت کودتا و البته رسانه های اصولگرا و ارگان های رسمی و نيمه رسمی سپاه پاسدارن از بعد از کودتای سال ۸۸ تا امروز که نزديک به دوره بعدی انتخابات می شويم مطرح کردند اند قلمداد کرد.

سيد محد خاتمی در بخش ديگری از سخنانش در دفاع از اصلاحات و جريان اصلاح طلبی در دوم خرداد اعلام کرد: جريانی که در دوم خرداد جلوه کرد، با عامليت و رای مردم رخ داد نه با فشار. به عبارت دیگر خواست تاریخی مردم و امید به تحقق آن دوم خرداد را رقم زد، نه این که ملت فقط یک تفنن سیاسی کرده باشد.ادعای من این است که دوم خرداد حاصل مواجهه دو دیدگاه، دو طرز تلقی از انقلاب و جمهوری اسلامی و دو تشخیص اولویت و دو نقطه نظر درباره مصالح و امنیتی ملی و جایگاه مردم نسبت به قدرت بوده است و کسانی که رأی داده اند یا اغلب آنان، توجه به این اختلاف دیدگاه و نظر داشته اند.

در دوم خرداد دو ديدگاه در مقابل هم قرار گرفت و يکی مورد انتخاب مردم قرار گرفت. مردم ما به دو دليل اصلاحات را انتخاب کردند؛ يکی اينکه اکثر مردم ما دلبسته ی انقلاب هستند. اکثر مردم به هيچ وجه حاضر نبودند که نظام براندازی شود، هر چند انکار نمی شود که بخشی از کسانی که در ۷۶ و ۸۸ رای دادند هم شايد اين خواسته را داشته اند اما بخشی از همانها هم از تنش و برهم ريختگی استقبال نمی کردند.

بعد از دوم خرداد ادعا شد که مردم از همه چیز راضی بودند، جز از مدیریت موجود و اوضاع اقتصادی و در واقع مردم رأی به تغییر شیوه مدیریت و بخصوص در بخش اقتصادی داده اند! ولی این ادعا باطل است، زیرا در جریان انتخابات معلوم شد که من به دولت و ریاست دولت وقت نزدیک ترم تا رقبای من و تازه اگر مشکلات فقط اقتصادی بود که دیگران بیشتر شعار اقتصادی داده بودند و راه کارهای حل آن را نیز بیان می کردند.

سید محمد خاتمی ادامه داد: مبنا قانون اساسی است؛ مردم در دوم خرداد خواستار برهم زدن اوضاع نبودند، اما خواستار تغيير و اصلاح بودند، خواستار اجرای قانون اساسی بودند.

محد خاتمی همچين به انتقاد از ظرفيت پايين جامعه برای آزادی گفت: عامل ناکامی حرکت های اصلاحی، ذهنيت استبداد زده ی تارخی ملت ماست؛ يعنی بلد نيست آزادی داشته باشد يا از آن نگهداری کند.

خاتمی همچنين در جواب انتقادهايی که از جانب جوانان اصلاح طلب و حاضرين از جريان اصلاح طلبی ابراز شده بود تاکيد کرد: بايد خود اصلاحات را هم آسيب شناسی کنيم. آزادی خواهی شعار مهم ما در دوم خرداد بود، همينطور شعار آقايان موسوی و کروبی. اما آزادی به معنای ولنگاری نيست، بی قانونی به معنای آزادی نيست. البته وقتی از يک فضای بسته به فضای باز می رويم، افراط و تفريط می شود. حکومت بايد مايه بگذارد و افراط و تفريطها را تحمل کند تا جامعه آزادی را بياموزد.

در دوره ی اصلاحات برخی حرف ها زده شد که به دينداران برخورد، به حکومت برخورد، حتی به خود ما برمی خورد، و اين باعث سوءاستفاده ی مخالفان قرار می گرفت؛ آنها هم در جنگ روانی موفق بودند که اين موارد را بزرگنمايی کنند.

 رييس جمهور سابق کشورمان گفت: به نام اصلاحات نمی شود بداخلاقی کرد و تهمت زد؛ اما در مواردی چنين شد، حتی در مورد قتل های زنجيره ای حرف های ناجوری زده شد. در آن دوره، بسياری از ما توقعات را بالا برديم، بخشی از شعارهای غيرعملی هم سر داديم، و لذا دچار جنگ روانی از سوی ضداصلاحات شديم.

خاتمی خطاب به آنانی که از طرف «مردم» سخن می گويند و اکثريت آنها را مخالف نظام می پندارند، اعلام داشت که اصلاحات، خود را در درون نظام می داند، اکثريت اين مردم به ارزش های انقلاب علاقمند هستند. دينی که مردم به آن رای دادند البته نه تنها مقابل استقلال و آزادی نبود، بلکه همراه آن بود.

نه نظام از بين رفتنی است و نه اصلاحات

خاتمی در ادامه گفت: «نظام از بين رفتنی نيست»، «ولی حالا اين نظام از بين برود، چه می شود؟! راهی غير از اصلاحات نيست و البته «اصلاحات» هم حذف شدنی نيست.

او درباره ی رای دادنش که در سخنان برخی حاضرین به دفعات به کنايه و تمسخر گرفته شده بود، گفت: بعد از انتخابات مجلس انتظار داشتم که در فضا گشايشی بشود اما تا امروز که بدتر شده البته اين انتظار را الان هم همچنان دارم. يکی از حاضران در اين لحظه به باطل شدن رای حوزه ی دماوند اشاره کرد که آقای خاتمی در آن شهر در دور اول انتخابات شرکد کرده بود. آقای خاتمی با لبخندی گفت: آن کسی که به او رای نداديم تقلب کرده بود.

خاتمی قبلا هم گفته بود که اهل بده بستان و خواهش و التماس نيست، اما امروز تصريح کرد که هر گونه تفاهم و توافقی با حفظ اصول، اساسا اشکالی ندارد. همه بايد تلاش کنيم که فضا از حالا امنيتی دربيايد.

پس از ديدار امروز تعدادی از رسانه های حامی حکومت اعلام کردند که خاتمی از رای دادن خود پشيمان شده است اما طبق گزارش خبرنگاران سبز اصل ماجرا بدين سان بوده است: سيد محمدخاتمی درباره ی رای دادن خود در انتخابات مجلس نهم، اعلام کرد: به هيچ وجه پشيمان نيستم اما قبول دارم که رای دادن من احساسات بخشی از دوستان را جريحه دار کرد. از خود عمل دفاع می کنم اما مردم با شوک مواجه شدند. آنچه در آن ۴۸ ساعت آخر به آن رسيديم را میشد تبيين کرد تا دو دسته ی تحريمی نتوانند از آن سوءاستفاده کنند، هم آنهايی که در خارج تحريم را دنبال می کردند و هم آنهايی که در داخل ما را به آن سو هل می دادند.

خاتمی تصريح کرد: ما هيچ وقت تحريم نکرديم. البته تحريم به خودی خود به معنای براندازی نيست. کسی هم که می خواست رای بدهد اشکالی نداشت. اما ما کوتاهی کرديم و شوک وارد شد، نتوانستيم به خوبی تبيين کنيم.

همچنين در اين جلسه بخشی از سخنان خاتمی به سالروز آزادسازی خرمشهر اختصاص داشت و در بخش پايانی مراسم نيز لوح يادبودی به خواهر شهيد جهان آرا تقديم شد. خاتمی به علاوه در انتهای سخنرانی اش نیز ابراز اميدواری کرد که مذاکرات هسته ای پيش رو، به ياری خداوند به مصلحت کشور، منافع مردم و رفع فشار و تهديدها برسد.

وحید زادقی

مهدیه گلرو، آزاده دانشجو پس از سی ماه حبس از زندان آزاد شد

به گزارش منابع خبری سازمان حقوق بشری ايران،  وی امروز پس از سپری کردن دوران محکوميت ۳۰ ماهه خود از زندان آزاد شد.
خبرنگاران سبز/جامعه:
 مهديه گلرو، فعال دانشجويی و عضو شورای دفاع از حق تحصيل، دقايقی قبل، پس از سپری کردن ۳۰ ماه حبس در زندان اوين، آزاد شد. مهديه گلرو در آذرماه سال ۸۸ به همراه همسرش " وحيد لعلی پور" به بازداشت نهادهای امنيتی در آمد، وی سپس از سوی دادگاه به تحمل ۲ سال و ۴ ماه حبس تعزيری محکوم شد که اين حکم در دادگاه تجديدنظر به ۲ سال حبس کاهش يافت.

این در حالی است که وی می بايست در آبان‌ماه سال گذشته از زندان آزاد می‌شد، به سبب نوشتن نامه ای از زندان به مناسبت ۱۶ آذرماه،روز دانشجو، و انتشار آن در رسانه‌ها، مجددا به اتهام " تبليغ عليه نظام" به ۶ ماه حبس محکوم شد.

به گزارش منابع خبری سازمان حقوق بشری ايران،  وی امروز پس از سپری کردن دوران محکوميت ۳۰ ماهه خود از زندان آزاد شد.

همچنين همسر وی "وحيد لعلی پور" نيز که از سوی دادگاه به تحمل يکسال حبس تعزيری محکوم شده و شهريورماه سال گذشته جهت سپری کردن دوران محکوميتش به زندان انتقال يافته بود، روز ۷ خردادماه از زندان آزاد خواهد شد.

خبرنگاران سبز به همراه ديگر رسانه های سبزانديش و مردمی، آزادی مهديه گلرو را به دوستان و خانواده‌ی وی تبريک می گويد. به اميد آزادی تمامی اسرای سبز و دانشجويان آزاده.

ادامه روند اعدام های مخفیانه جمهوری اسلامی ؛ ۲۶ تن در روزهای گذشته اعدام شده اند

بنا به این گزارش در میان این ۱۶ نفر چهار زندانی زن وجود داشت و پنج نفر از افراد اعدام شده از شهروندان افغان بودند.
خبرنگاران سبز/حقوق بشر:
اعدام يکی از روشنترین ایرادات سيستم قضايی در ايران و البته در کشورهای دیگر جهان نیز است. بيش از آنکه تدوين چنين سيستم ناکارآمدی بر مبنای اقتضائات روزگار و استدلالت حقوقی و قضايی صورت گرفته باشد، اعدام و مجازات های مشابه به مثابه به نمايش گذاشتن مشروعيت جعلی برپایه قدرت است.

عفو بین الملل چندی قبل با اعلام گزارشی رسمن اعلام کرد جمهوری اسلامی دومین کشور اعدام کننده در جهان است. همچنین ۶۷۰ اعدام تنها در سال ۲۰۱۱ آماری است که توسط گزارشگر ویژه سازمان ملل احمد شهید قرائت شد.

در همین خصوص طبق گزارش های رسیده از زندان های کشور ۲۶ زندانی در سه زندان مختلف در روزهای گذشته اعدام شده اند که از این تعداد، ۱۶ نفر به شکل مخفیانه اعدام شده اند.

اعدام هفت زندانی در زندان کرمانشاه: به گزارش تارنمای دادگستری استان کرمانشاه بامداد چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت ماه هفت زندانی به اتهام قاچاق مواد مخدر به دار آویخته شدند.

اعدام سه زندانی در زندان اردبیل: به گزارش تارنمای رسمی دادگستری استان اردبیل بامداد دیروز سه زندانی در زندان اردبیل به دار آویخته شدند. این گزارش که نامهای این زندانیان را اعلام نکرده اتهامات آنان را درارتباط با مواد مخدر دانسته است.

اعدام ۱۶ نفر در زندان مرکزی یزد: به گزارش "فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران" بامداد دیروز پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه، ۱۶ زندانی در زندان یزد به دار آویخته شدند.

بنا به این گزارش در میان این ۱۶ نفر چهار زندانی زن وجود داشت و پنج نفر از افراد اعدام شده از شهروندان افغان بودند.
این گزارش همچنین می گوید: یکی از ۵ شهروندان افغانی که صبح دیروز در زندان مرکزی یزد به دار آویخته شد، زندانی "محمد د" فرزند نورمحمد ۲۵ ساله بوده است که ۶ سال پیش دستگیر شد و از آن زمان تاکنون در زندان مرکزی یزد بسر می برد. بنابه اظهارات یکی از بستگانش او در یکی از شهرهای یزد همراه با تعداد دیگری از شهروندان افغانی به دلیل نداشتن برگۀ اقامت در ایران از یک اتوبوس مسافربری 6 سال پیش پیاده و دستگیر شدند.
 این زندانی ابتدا به دلیل اقامت غیر قانونی در ایران محاکمه و به ۳ میلیون ۵۰۰ هزار تومان جریمه محکوم شد. ولی سپس با پرونده سازی علیه این شهروند جوان افغانی اتهام دروغ داشتن مواد مخدر به او نسبت دادند و به اعدام محکوم کردند.

گفتنی است اعدام های زندان یزد هنوز توسط رسانه های رسمی تائید نشده اند.

اسرای سبز همچنان استوار


نسرین ستوده، بهمن احمدی امویی، عبدالله مومنی، مهدی خدایی، مجید توکلی ، سعید ملک پور
 
باز طراحی کامل و کلیه‌ی حقوق:خبرنگاران سبز [تبدیل قالب:] Deluxe Templates --- [طراحی اولیه:] Masterplan --- [بهینه و فارسی شده:] مجتبی ستوده